جمعه ٣١ شهريور ١٣٩٦

  

 
ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|نقشه سايت|Español
عنوان
ایران
برج آزادي
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   
 
اسطوره اي ايراني در معادشناسي اسلامي
كنسپسيون كاستيو كاستيو
دانشگاه گرانادا
 
 همان طور كه مي دانيم مذهب اسلام تحت تاثير يهوديت ، مسيحيت ، هلنيسم يونان و مذهب ايران قرار داشته است. در ميان اين تأثيرات مايلم به تأثيرات در حوزه معادشناسي اشاره اي داشته باشيم. در قرآن بسياري از آيات به جهان ديگر اختصاص يافته ؛‌ چراكه معاد شناسي داراي اهميت زيادي براي محمد (ص) بود و اشاره به حيات ديگر در نخستين سوره قرآن وجود دارد، آنجا كه مي گويد: “الحمدلله رب العالمين. الرحمن الرحيم . مالك يوم الدين” .
با اين حال ، اين تاثيرات تنها در قرآن مشاهده نمي شود ، بلكه سنت نيز نقش عمده اي در اخذ عناصر اعتقادي ديگر مذاهب داشت كه پس از اخذ، آنها را در حول فرهنگ اسلامي قرار داد. بدين ترتيب برخي انديشه هاي عادي اسلامي از ديگر مذاهب گرفته شد كه قرآن اساس آن بوده و سنت به توسعه و تكميل آن پرداخت. همچنين سنني وجود دارند كه عليرغم اينكه در قرآن مورد اشاره قرار نگرفته اند ، اما به طور مستقيم وارد سنت اسلامي شده اند.
معادشناسي اسلامي نيز از فرهنگ ايراني متأثر شده است ؛ زيرا مزداپرستي به طور كلي برتمامي مذاهب پس از خود تأثير گذاشته است. در اوايل قرن بيستم ، نفوذ فرهنگ ايراني درفرهنگ هاي غربي مورد بررسي دقيق قرار گرفت و بسياري از محققين به وابستگي زياد اسلام و مسيحيت به آيين زرتشت اشاره كردند. در نتيجه برخي عناصر معادشناسي آيين ايراني در معادشناسي مسلمان وجود دارد. به عنوان مثال در اين مقاله به داستان معراج محمد (ص) اشاره مي كنم كه نه تنها در مذاهب يهودي و مسيحي پيشينه دارد، بلكه سابقه آن در آيين ايراني نيز مشهود است.
وجود ترازو براي اندازه گيري اعمال خوب وبد كه در معادشناسي اسلامي مشاهده مي شود ، در معاد شناسي ايراني زند – اوستا نيز شاهد آن هستيم. دادگاهي به رياست ميترا (الهه عدالت) برپا مي شود و در كنار او فرشته اطاعت و فرشته ميزان قرار دارند. زمهرير يا مكان سرد در معادشناسي اسلامي معادل آتش جهنم است ؛ زيرا در آيين زرتشتي ،‌ آتش عنصري مقدس محسوب مي شود و درنتيجه مجازات در اين ‌آيين معادل سرما ، باد و برف بود. حتي واژه فردوس احتمالا مستقيم از فارسي به عربي وارد شده و واژه يوناني Paradeisos نيز از ريشه فردوس مشتق شده باشد.
در پايان و جهت عدم تكرار عناصر شبيه دو مذهب به واژة “چينوت” فارسي كه عبارت از پلي است كه معادل آن در معاد شناسي اسلامي “صراط ” مي باشد و هدف اين مقاله است ، مي پردازيم.

چينوت پل
براي زرتشت ، جهان ديگر داراي اهميت بسيار بود و در زند اوستا به موارد بسياري در خصوص اسطورة چينوت برخورد مي كنيم كه در متون ادبي پس از زرتشت به وفور يافت مي شود.
در قديم معناي چينوت را “ پل جدا كننده “ مي دانستند ، اما به تازگي آن را به “ پل جمع كننده” معنا مي كنند كه اين جهان را به آن جهان متصل نموده و روح مردگان بايد از روي آن عبور نمايد.
به شهادت زند اوستا يك سرپل روي قله كوهستاني و كهكشاني هاربرز قرار دارد و سر ديگر آن به بهشت مي رسد. جهنم زير اين پل قرار دارد. در ادبيات پهلوي با صفات بلند ، ترسناك ، خير ، حافظ بسياري و غيره توصيف شده است. اين پل توسط يك يا دو سگ محافظت مي شود. داراي 9 نيزه درازا و پهنا مي باشد ، اگرچه گاهي اوقات همانند شمشيري بران يا همانند لبة شمشير توصيف شده است.
سه روز پس از مرگ ،‌ در سپيده دم روز چهارم ، روح مرده به همراه عده اي از خدايان از قبيل سروش ،‌ واي و وهران از پل عبور كرده ،‌ در حالي كه توسط تعدادي شياطين تهديد مي شود.
در برخي ديگر از متون ، روح ميت با دوشيزه زيبايي مقايسه شده كه نشان دهنده اعمال او در زندگي است. برخي خدايان به او كمك مي كنند تا از پل عبور كند. بخت انسان گناهكار متفاوت است. دوشيزة‌ او زشت روست كه مانع عبورش مي شود و به قعر جهنم سقوط مي نمايد. با اين حال ،‌ در برخي متون آمده است كه پس از آنكه مراسم عبور از پل پايان يافت ، دوشيزه به جستجوي روح سقوط كرده در جهنم مي رود.
اگرچه همه مردگان از روي چينوت مي گذرند ، اما پل براي همه يكسان نيست. هنگامي كه انسان عادل از آن مي گذرد ،‌ پل پهن شده و پهناي ‌آن شايد تا شش كيلومتر افزايش مي يابد. در عوض ، هنگامي كه انساني گناهكار از آن عبور نمايد ، پهناي پل به قدري باريك مي شود كه به لبة تيغ شبيه مي گردد.
در “‌ونديداد” گفته شده كه همه در روز معاد گردنبندي به گردن دارند كه گرهي بر آن است. در صورتي كه عادل باشند ، گردنبند باز مي شود و چنانچه گناهكار باشند ، گره فشرده شده و شخص گناهكار به داخل جهنم خواهد افتاد.
در برخي ديگر از كتب آمده است كه “ ايندرا ” به انتظار ارواح محكوم مي نشيند ،‌ آنها را گرفته ، به داخل جهنم پرتاب و در آنجا مجازاتشان مي كند.
چينوت در معاد شناسي ايراني ، همان صراط در معاد شناسي مسلمان است كه به واسطه سنت هاي مختلف ، غني شده است.

صراط
نظرها در باره ريشه واژه صراط متفاوت است . برخي معتقدند كه ريشه اين لغت ،‌ واژة لاتين Strata است كه به نوبة خود از يوناني و آرامي گرفته شده است ، نظريه اي كه در قرن دهم پذيرفته شده بود. برخي ديگر آن را مشتق ازريشة صَرطَ به معناي “راه راست” مي دانند. در همين راستا ، تعدادي آيات قرآن وجود دارند كه به عنوان مثال مي توان به سورة 3 آية 51 اشاره كرد.
با اين حال ،‌ صراط همچنين به معناي پل است. در فرهنگ لغت عربي – فرانسوي كازيميركي به اين معنا اشاره شده گ . مونت G. Mount نيز معتقد است كه صراط با حرف تعريف “الصراط” به معناي پلي است كه به جهنم ختم مي شود و اسم خاص است . در سورة 36 آية 66 ، كلمة صراط با حرف تعريف ذكر شده و به معناي پل مي باشد ؛ اگرچه در ترجمه هاي قرآني آن را “راه ” ترجمه كرده اند . همچنين در سوره 37 ،‌آيه هاي 22و23 به همين مطلب اشاره شده. مي توان فهميد كه به سوي پل هدايت مي شوند. همچنان كه در آينده ذكر خواهيم كرد. بندگان به سوي پل رفته كه بر روي جهنم واقع شده است. واژه پل به صورت صريح در قرآن عنوان نشده ، اما بازتاب آن در سنت آمده است.
داستان هاي معاد شناسي مسلمانان از زمان معراج محمد (ص) كه در قرآن ذكر شده ،‌تدوين گرديده. براساس آنچه در سورة 17 ،‌ آية 1 آمده : سبحان الذي اسري بعبده ليلا من من المسجد الحرام الي المسجد الاقصي الذي باركنا خوله لنديه من آياتنا انه هوالسميع البصير. بسياري تفاسيرو حكايت ها نقل شده كه به مجموعه اي از سنت ها ،‌ حديث ، بيوگرافي محمد (ص) و تاريخ عمومي تبديل شد. اما جالب ترين آنها رسالاتي است كه به معاد شناسي اختصاص يافت كه به عنوان مثال مي توان به آثار ابن سينا (قرن يازدهم) ، غزالي ( قرن سيزدهم) ، و ابن مجلوف ؟؟ (قرن پانزدهم) اشاره كرد.
به گفته اسين پالاسيوس : “ چينوت ايراني در اسلام به صراط تبديل شده ، بنايي رفيع يا پلي كه “ قنطره ” نام دارد. پلي است كه به آن “ عسر “ گفته مي شود كه بالا رفتن از آن مشكل است”. اين مؤلف راه را “راه سخت برزخ” ناميده است.
صراط يا پل كه در روز قيامت گذاشته خواهد شد،‌ بر پشت جهنم قرار دارد و تنها با عبور از آن مي توان وارد بهشت شد.
از آنجا كه اين موضوع به روز قيامت بستگي دارد ،‌در نتيجه تصورات مردمي هم درتوسعة سنت ها و چگونگي آن تاثير داشته و منابعي كه به ذكر اين موضوع پرداخته اند ، پس از پختن مطلب گاهي اوقات تا حدي فانتزي پيش رفته اند. در برخي منابع به صورت ساده و خلاصه توصيف شده است: “ صراط از مو باريك تر و از شمشير بران تر است. داراي هفت طاق مي باشد كه بندگان در هريك از آنها مورد مؤاخذه قرار مي گيرند. اگر پاسخ ها درست باشند ، به طاق بعدي برده مي شوند و درصورت قبول اعمال ، از آنجا به بهشت وارد مي شوند” .
اما توصيف هاي بيشتري هم ارائه شده كه مي توان به كتاب “شجرات اليقين ” اثر ابوالحسن اشعري (قرن دوازدهم) اشاره كرد. پيامبر (ص) فرمود: “خداوند تعالي بر روي آتش پلي ساخت كه صراط نام دارد. اين پل روي جهنم است و لغزان مي باشد. بر آن هفت طاق تعبيه شده كه بين هر دو طاق سه هزار سال فاصله وجود دارد كه هزار سال اول سربالا ، هزار سال دوم صاف و هزار سال پاياني سرپايين است. اين مسير باريك تر از مو و تيز تر از لبة شمشير است. تاريكي در آن از ظلمات شب بيشتر است. بندگان درهر طاقي نشسته و از آنها در بارة فرامين الهي سؤال مي شود. در طاق اول در بارة‌ ايمان و تبراي از كفر ونفاق سؤال مي شود كه در صورت گناهكاري ، به داخل آتش سقوط مي كنند. در طاق دوم در بارة نماز سوال مي شود. طاق سوم در خصوص زكات است. طاق چهارم روزه و طاق پنجم حج و زيارت هاي ديگراست. طاق ششم گناهان كبيره و صغيره ، طاق هفتم احسان به والدين ، صلة ارحام و عدالت است . گناهكاران در صورت عدم عبور ، به آتش در مي افتند.
روايات ديگري نيز در اين باره وجود دارد. وهب بن منبه مي گويد : پيامبر اسلام هنگامي كه امت از روي پل مي گذرد ، حضور دارد. پيامبر اسلام شفيع آنان خواهد بود ، اگرچه سال ها بگذرد و در همان روايت آمده است كه پيامبر اسلام وارد طاق ها شده و مي گويد: “ يارب ،‌ امتي ،‌ امتي ” . بندگان به اين كشتي كه در درياي توفاني است ، سوار مي شوند. نخستين گروه مانند رعد مي گذرد ، دومين گروه مانند باد رد مي شود ،گروه سوم مانند پرندگان سريع ، گروه چهارم مثل سواركار ، گروه ششم پياده و گروه هفتم برخي يك روز ويك شب، عده اي دو ماه و سه ماه ، عده اي ديگر يك سال و دو سال كه حتي مي تواند تا 25 هزار سال طول بكشد.
در متون اسلامي ، جبرئيل به بندگان كمك مي كند تا ازپل عبور نمايند. در حديث آمده است: “ مردم به پل مي رسند و مي ايستند و سپس مي گويند : نمي توانيم از آن عبور نماييم . رو به روي خود ظلمات را مي بينند و گريه مي كنند. در اين هنگام جبرئيل مي آيد و سؤال مي كند : چرا عبور نمي كنيد؟ پاسخ مي دهند كه از آتش مي هراسيم! جبرئيل مي گويد : اگر در اين جهان دريايي عميق بيابيد ، چگونه از آن عبور مي كنيد؟ پاسخ مي دهند؟ به وسيلة كشتي ! بنابراين ، جبرئيل دو مسجد را به شكل كشتي در مي آورد، بر آن سوار شده و از پل عبور مي نمايند” .
داستان هايي ديگر ، چگونگي عبور از صراط توسط گناهكاران متفاوت را توصيف مي نمايد . به عنوان مثال خسيس ها اندوخته هاي خود را به پشت حمل مي كنند كه مانع عبور آنها مي شود و حسودان پلك هاشان با سيم خاردار دوخته شده است.
عارف بزرگ شرق ، غزالي كه در قرن دوازدهم مي زيست ، اثري تحت عنوان “د‎ر” دارد كه به معناي سنگ قيمتي است و رساله اي در خصوص قيامت و معاد است. شايد در اين رساله به بهترين وجه شناخت آن جهان در “كتاب الاحياء” آمده باشد. روايت مربوط به نحوة عبور مؤمنين را در اينجا نقل مي نماييم . در اين متن به پل اشاره اي نمي شود ، اما نقل مي شود كه چگونه مؤمنين در حضور خدا عبور مي نمايند: “ در محضر عدل ديگر كسي جز مؤمنين و اخيار باقي نمانده است”.
بنا براين ، خداوند بزرگ چشمانش را آن طور كه آنها معرفتش را دارند ، نشان مي دهد . او به آنها لبخند زده و همگي به او معترض مي شوند . او در پاسخ به آنها خوشامد مي گويد . سپس خداوند تعالي با آنها به سوي بهشت مي رود و آنها به دنبالش مي روند. بايد از صراط عبور نمايند. اما در اينجا به ترتيب حركت مي كنند. اول رسولان هستند ، سپس نبي ها ، به دنبال آنها عادلين ، اخيار ، شهدا ، مؤمنين ، علما و در آخر مسلمانان معمولي حركت مي كنند. در ميان اينها كساني هستند كه بر روي صورت خويش راه مي روند. عده اي ديگر در “اعراف ” باقي مي مانند . . . عده اي صراط را يكصد ساله طي مي نمايند و عده اي ديگر هزار سال طول مي كشد تا آن را طي كنند. اما عليرغم اين ، آتش جهنم به احدي كه چشمان خدا را ديده باشد ، آزاري نمي رساند . . . . ” .
اين ادبيات معادي به اندلس رسيد و از آن تاريخ ، يعني قرن نهم ، آثاري در اين باره حفظ شده است ، از قبيل : “كتاب توصيف بهشت” از ابن حبيب و احاديث جمع آوري شده توسط ابن ودا . برخي ديگر از آثار در اين باره عبارتند از : “كتاب العقبيه في الاحوال الاموات و امور الاجيره” از احمد قرطبي (قرن سيزدهم) ، “الفتوحات المكيه” ابن عربي و “تذكره في احوال الاموات و امور الاخره” از احمد قرطبي ( قرن سيزدهم) . عارف مورسيايي (ابن عربي ) در كتاب فتوحات خود صراط را شامل هفت پل يا راه لغزان مي داند كه در آن موانع بيشماري وجود دارد. بندگان براي عبور بايد از هفت تپه بالا روند كه ارتفاع هركدام مي تواند به هزار سال برسد.
قرطبي در كتاب تذكره خود كه در جهان اسلام بسيار مورد استفاده قرار گرفت ، راجع به صراط در صفحة 329 صحبت كرده كه شبيه داستاني است كه پيشتر از اشعري نقل كرديم.
كليه آثار معادشناسي آندلسي ،‌ متوني به صراط اختصاص داده اند كه شبيه توصيفات شرقي ها مي باشد و ما در اينجا به دليل محدوديت از ذكر آنها خودداري مي كنيم.
اين سنن همچنين از طريق ترجمة كتاب “معراج” وارد مسيحيت گرديد. كتاب معراج به دستور آلفونسوي دهم از عربي به اسپانيايي ترجمه شد. ترجمة اين كتاب توسط ابراهيم الفقي يهودي در سال 1260 انجام گرفت. بوئنا اونتورا د سي ينا Buena aventura de sillena اين ترجمه اسپانيايي را به فرانسه و لاتين برگرداند. اما از آنجا كه ترجمه اسپانيايي ابراهيم الفقي ازبين رفت ، اين كتاب دوباره توسط خوسه لوييس اوليور دومينگو Jose Luis Oliver Domingo از لاتين به اسپانيايي ترجمه شد. اين كتاب در اسپانيا به عنوان يك كتاب مقدس در آن دوران مطرح بود.
درمعراج محمد (ص) صراط به صورت واضح و دقيق توصيف شده است. محل صراط ، پهناي آن ، طول هر پل يا طاق ، اعمالي كه در زير هر طاق بايد انجام داد ، اگر مثبت باشد ، رسيدن به بهشت و غيره. تمامي اين توضيحات را جبرئيل به درخواست پيامبر داده است. اكنون ببينيم صراط در اسپانياي مسيحي براساس ترجمة اوليور چگونه شناخته مي شود :
” فصل 76 در مورد شكل پل صراط و همچنين سؤالاتي است كه ازعبوركنندگان مي شود. عليرغم اين كه من محمد رسول الله ، جبرئيل را با سؤالاتم در خصوص موضوعات مورد بحث كسل كرده بودم ،‌ به اين خاطر با نرمش از او در بارة‌ پلي به نام صراط و كيفيت آن سؤال كردم. با مهرباني به من پاسخ داد و گفت : اي محمد بايد بداني كه خدا پل صراط را براي آزمايش كساني كه به او اعتقاد دارند و آنان كه اعتقاد ندارند ، خلق كرد. پل روي جهنم ساخته شده باريك تر از يك تار موي است و بران تر از لبة شمشير. در دوطرف آن گازانبر ،‌ قلاب و ديگر ابزار آهنين قراردارد كه براي سوراخ كردن مورد استفاده قرار مي گيرند. آنها از نيزه دراز تر و به اندازه اي بران هستند كه قابل توصيف نيست. پل به نحوي تقسيم شده كه در حقيقت هفت پل مي باشد و اين پل ها پشت سرهم قرار گرفته اند. طول اولين پل معادل ده هزار سال پياده روي است. اندازه دومين پل معادل بيست هزار سال است و سومين پل چهل هزار سال ، چهارمين پل هشتاد هزار سال ، پنجمين پل معادل يكصد و شصت هزار سال ، ششمين پل سيصد و بيست هزار سال و هفتمين پل 640 هزار سال پياده روي طول دارد. هنگامي كه خدا به مردم فرمان دهد كه به سوي بهشت روانه شوند ، آنها كه به كلام او ايمان آوردند و تسليم شدند ، به سرعت خود را به اولين پل مي رسانند. از آنها در بارة ايمانشان و اعمالشان سؤال مي شود . آنها كه ايمان دارند ، از پل عبور مي كنند و آنها كه ايمان ندارند را با انبر هاي آهنين گرفته و به آتش دوزخ مي افكنند. كساني كه ازپل اول عبور مي كنند ، هنگامي كه به پل دوم مي رسند ، در باره نماز واجبشان از آنها سؤال مي شود. اگر نماز خوانده باشند ، عبور مي نمايند و گرنه به آتش دوزخ مي افتند. درسومين پل راجع به قرآن از آنها سؤال مي شود. آنها كه قرآن را بشناسند ، عبور مي كنند و آنها كه نمي شناسند ، به آتش در مي افتند . هنگامي كه از پل سوم عبور كنند ، درپل چهارم در بارة روزة آنها سؤال مي شود. آنها كه روزه گرفته باشند ، عبور مي كنند و آنها كه روزه نگرفته باشند ، به آتش خواهند افتاد. پس از عبور از اين پل ، در پل پنجم از آنها در باره حج سؤال مي شود. اگر به حج رفته باشند ، عبور مي كنند و گرنه به آتش در مي افتند. در پل ششم از آنها در بارة طهارت سؤال مي شود. اگر طاهر باشند ، عبور مي كنند. در هفتمين پل از آنها در بارة احسان به والدين سؤال مي شود كه اگر احسان كرده باشند عبور مي كنند و گرنه به آتش جهنم سقوط مي كنند كه تا ابد آنها را وحشت زده خواهد كرد.
در فصل بعد تنها به توصيف پل و كوه هايي كه آن را در بر گرفته است ، پرداخته مي شود. فصل 77 به توصيف كوه هايي كه پل صراط را در برگرفته ،‌ رودهاي آتش و چيزهاي ديگر اختصاص دارد :
“ جبرئيل به من محمد رسول الله بسياري مطالب راجع به نوع پل گفت. بالاترين ارتفاع آن در وسط قرار دارد. در دو سوي آن كه انبرها و قلاب ها قرار دارند، كوه هايي برافراشته اند كه مرتفع ترين كوه هاي جهان هستند. صعود از آنها بسيار دشوار است. پايين آمدن از آنها هم بسيار سخت است. هنگامي كه از كوه ها پايين مي روند ،‌به نظر مي رسد كه از ورطه پايين مي روند. هفتاد كوه هستند كه صعود و سقوط از آنها بسيار طولاني و معادل هفتاد هزار سال پياده روي است. ميان هردو كوه فاصله اي ظلماني و معادل سه هزار سال وجود دارد. هفت پل قرار گرفته بر جهنم ، همان طور كه گفتم ،‌ به يك شكل هستند. شعله اي كه از جهنم خارج مي شود ، به حدي بلند است كه پل و كساني كه بر آن م ي گذرند را در بر مي گيرد. طول آن برابر هفتاد هزار سال پياده روي است.
معراج بعدها در ادبيات منعكس شد و به حلقه اي ميان روابط شرق و غرب بدل گرديد. شاهد اين مدعا ، شباهت معراج و كمدي الهي دانته است.
در اين چند صفحه مشاهده كرديم كه چينوت ايراني وارد معاد شناسي اسلامي شد و از آنجا با تغييراتي به اسپانياي مسيحي و ديگر كشورهاي اروپايي رسيد. دانته در اثر مشهور خود مفهوم برزخ را وارد نمود كه اسين پالاسيوس آن را به اين صورت خلاصه مي كند: “ برزخ راهي لغزان است كه داراي تپه ها و سرازيري هاي دشوار مي باشد. همچنين كوهي بلند دارد” . او در ادامه مي نويسد: “ اين كوه در حقيقت پلي بزرگ است كه بر روي جهنم يا دقيقا در پشت ورطة جهنم قرار دارد” .

در پايان مايلم اين مقاله را با جمله اي از كاردينال كوئينگ Koeing در خصوص تأثيرات فرهنگ ايراني به پايان برسانم : “ نفوذ زرتشت گرايي در زمان و فضا گسترده شد و عقايد زرتشت در شكل گيري انديشه هاي اروپايي بسيار مؤثر بوده است ” .

 

- مستندات اين قسمت بررسي نشده و مآلا نياز به تفسير دارد.

1- koeing de “L`Influence de Zoroastre dans le monde” melanges de I’lstitut fraceCias de Études Orientales du Caire, X (1970) 262; Shojaedin Shafa, De Persia a la España musulmana: La historia recuperada, trad. Mª Ángeles gallego García, Huelva 2000, p. 108 ss.
2- Francisco Garcia Ayuso, Los pueblos iranios y Zoroastro, Madrid, 1874, 76.
3- Trad. J. Dan-nesteter, Oxford, 1883.
4- Ph. Gignoux, Le Livre d'Arda Viraz. Translittération, transcription et traduction du texte peh-levi, Paris, 1984, p. 155.
5- Según la cosmogonia mazdea, esta montaña está situada en el centro de la tierra. Simboliza el eje de la balanza de Rasn. Cf Le Livre d'Arda Viraz, 153.
6- Garcia Ayuso, Los pueblos iranios, 79.
7- Le Livre d'Arda Viraz, 155.
8- La daena es considerada como una clase de doble celeste del hombre que se encuentra después de la muerte y que constitutye de alguna manera la suma de sus acciones, palabras y pensamientos, veáse M. Mole “Daena le pont Cinvat et L´initation dans le Mazdéisme” Revue de L´Histoire des Religions, CLVLL, 1960, 160.
9- Ahmad Tafazoli, Notes Pehlevies I, Journal Asiatique, 1970,87.
10- M, Mole, Daena 157-173.
11- Encyclopedia Iranica, s.v. Cinwad pulh (A. Tafazzoli). Zend-Avesta, Vol.31, 183.
12- Vol. IV 212.
13- J. Bwergua, Mitología universal, Madrid 1960, t. I, 526.
14- T. I. 1331.
15- El IX, s.v. Sirat (G. Monnot).
16- Escatología musulmana en la Divina Comedia, Madrid 1961. 180-181.
17- Tratado de estatología musulmana. Estudio, edición, tradición, notas e índices por Concepción Castillos Castillo, Madrid, 1987, p 79.
18- Al-Ashari, Kitab shayarat al yaghin, 80.
19- M. Asin Palacios, Escatología, 189.
20- Al –Ashari, Kitab shayarat al yaghin, 80.
21- Espacio intermedio entre el paraiso y el infierno.
22- L. Gautier, La perla précieus de Ghazali, Amesterdam, 1878, reimp. 1974,69.
23- Asin Palacios, Escatología, 182.
24- Kitab wasf al-Firdaws (La descripci6n del Paraiso). Introducción, traducción y estudio por Juan Pedro Monferrer Sala, Granada, 1997.
25- Cf M. Asin Palacios, Escatologia, 183.
26- At-Qurtbí, K. Al-tadkira ft- ahwal al-mawtá wa-umur al-ajira, Medina, s.a., 329.
27- Libro de la escala de Mahoma segúin la versión latina del siglo XIII de Buenaventura de Sina. Traducción del latín por José Luis Oliver Domingo, Madrid, 1996, p. 138ss.
28- Escatología, 181.
29- L,Influence de Zoroastre, 270.

* منابع :
 
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پرچم مقدس ایران

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سازمان فرهنگ و ارتباطات

شورای عالی ایرانیان خارج از کشور

امور فرهنگی ایرانیان خارج از کشور

مجله دنیای ایرانی

گسترش زبان فارسی

آموزش زبان فارسی ویژه کودکان

سايت آموزش زبان فارسي

شبکه جهانی جام جم

شبکه بین المللی تلویزیونی آی فیلم

رادیو ایران

میراث فرهنگی ایران

پیک دوستی
نظرسنجی
این وب سایت در اطلاع رسانی برنامه های رایزنی چه اندلزه مفید است؟

خیلی زیاد
زیاد
کم

آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 3964
بازدید امروز : 554
بازدید این صفحه : 1949257
بازدیدکنندگان آنلاين : 3
زمان بازدید : 0.9063