دوشنبه ٢٩ آبان ١٣٩٦

  

 
ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|نقشه سايت|Español
عنوان
ایران
تخت جمشید
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   
 
ريشه هاي شرقي باغ هاي اسلامي در اسپانيا ورابطه آن با الگوهاي ايراني
ترزا پرز ايگرا
دانشگاه كمپلوتنسه مادريد
 
 از مهم ترين تضادهاي متعددي كه مي توان در مقايسه فرهنگ هاي شرقي و اروپائي ملاحظه كرد، طرز تلقي متفاوت از مفهوم باغ است. تفاوتي كه از زمان باستان در قرون گذشته با همان ويژگي ها باقي مانده است.
هنگامي كه در غرب توسعه شهرسازي باعث نابودي جنگل ها شد و محيط طبيعي را مبدل به دورنمايي از كشاورزي و كشت نمود، در خاور نزديك و ميانه هدف در «قابل زيست» نمودن صحرا بود، تا به آنجا كه از اراضي خشك ، طبيعتي مصنوع دست بشر آفريده گردد، جايي كه در آن سايه درختان و آب جوي ها و چشمه ها موفق به تجسم تصوير «روياها» از بهشتي ماندگار شوند . چنين پروژه اي مستلزم استفاده از آب فراوان بوده كه در كل از مناطق بسيار دور سرچشمه مي گرفت و نيز هدايت آن توسط كانال هايي صورت مي گرفته است كه در بسياري موارد آن منابع آب، آبراه هايي زيرزميني بوده تا از تبخير آب جلوگيري شود و بكارگيري سيستم توزيع آن با توجه به نياز غيرقابل اجتناب آن براي كشاورزي و آبياري امكان پذير گردد.
غالباٌ فقط مقام پادشاه بود كه تجهيزات لازم براي آماده گرداندن زمين را در اختيار داشت و قادر بود تا گياهان جالب و عجيبي كه از دور دست آورده مي شد را در آن بنشاند و اين خود نشاني از تجمل و ثروت به شمار مي رفت. چنين باغي در اختيار پادشاهان و شاهزادگان و اطرافيان آنان قرار مي گرفت. بنابراين ايجاد چنين باغي با چنين خصوصياتي ، مانند متعلقاتي از قبيل اشياء تجملي ساخته شده در كشورهاي دور دست ، نشانه اي از قدرت و شخصيت صاحب آن بشمار مي رفت . مثال هايي آشنا در اين رابطه عبارتند از باغ سارگون دوم (ق.م 722-705) در Dar Sharrukin در نزديكي نينوا كه در آن گياهاني از سرزمينهاي منطقه آناتولي و درياي سرخ آورده شده بود، و باغهاي معروف معلق در بابل كه يكي از عجايب جهان باستان بوده و توسط نبوكدنصر دوم [بخت النصر] (ق.م 605-562 ) ساخته شده بود تا همسرش Amitis نوه Astiajes ؟ پادشاه مادها ، با ديدن آن دلتنگي اش از باغهاي بسيار زيباي كشورش بر طرف گردد و بر اساس متون بازديد كنندگان يوناني و رومي از قبيل Diodoro اهل سيسيل ، Estrabon ، Filon اهل بيزانس و … مورد تحسين واقع شدند. ولي بالاتر از همه ، مي توان از باغ كوروش جوان (ق.م 424-405 ) در سارد ياد كرد و آن را سابقه اي براي باغ اسلامي بشمار آورد.
به لطف روايتي كه گزنفون از آن باغ به عمل آورده است ، مي توانيم شكل آن را متصور گرديم: در آن درختاني به طور متقارن كاشته و گذرهايي كاملاٌ منظم در آن پيش بيني شده بود و تحسين زيبائي درختان و لطافت عطري كه يادآور بهشت بود از قلم نيفتاده ، و نيز اين مطلب كه شخص كوروش از بابت اينكه شخصاٌ بازغ را طراحي كرده و بر اجراي ساخت آن نظارت داشته و شخصاٌ با دست خود درختاني نشانده بسيار سرفراز و مفتخر مي نمود. در فراز ديگري از متن آمده كه عنوان اين باغ «بهشتي» بوده و الگوي آن در ديگر باغهايي نزديك به قصر او در Celoenae در Frigia كه در آن با اسب به شكار مي پرداخت اجرا شده بود، كه همين نشانگر هويت «شكارگاه» بود كه بني اميه وارث آن گرديدند.
تصوير شاه – باغبان مبدل به يك الگو براي شاهان مسلمان گرديد. برخي مينياتورها اين مطلب را نمايان ساخته، مانند آن مينياتور كه شاه – بابور را كه بر ساخت «باغ وفا» نظارت مي كند را به تصوير كشيده (بابورنامه، 1597- موزه ويكتوريا و آلبرت – لندن) و در اين زمينه مراجع شعري و قرآني فراوانند. بدين ترتيب به عنوان مثال در مورد ال اندلس ، عبدالرحمن اول باغي در قرطبه بنام الرسفاء داشت، كه آن را به ياد اقامتگاه پدر بزرگش خليفه هاشم در نزديكي دمشق ساخته بود و در آن زيباترين گياهان و درختان را از تمام منطقه گردآورده بود، و دو سفير به اسامي يزيد و صفر به سوريه اعزام داشت تا بذرهايي از آنجا با خود بياورند تا تحت مراقبتهايي ويژه در آنها رشد نمايند...( Al- Haqqari , Naft al-Tib II.14 ).
طي قرن دهم ميلادي ، خلفا عبدالرحمن سوم و الحكم دوم توجهي خاص نسبت به عمليات بناي مدينته الزهرا معطوف داشتند، جايي كه در آن باغها مناطقي وسيع را در بر مي گرفت، و القصر در قرطبه كه درون باروهاي آن باغ هايي متعدد وجود داشت كه امرزوه ناپديد شده اند ولي اسامي آن در Cronica (شرح وقايع؟) اثر ابن حيان و Anales Palatinos اثر الحكم دوم ذكر شده است.
چند سال بعد در سال 1171 ميلادي خليفه الموحد ابو يعقوب يوسف دستور ساخت قصري در حومه شهر سويل بر فراز Al – Buhayra را صادر نمود. زيرا در آنجا منبع آب بزرگي براي آبياري جاليز وجود داشت و بنا به روايت ابن-صاحب الصلاح در اثرش تحت عنوان Al – Mann bil – Imama ، پادشاه سوار بر اسب از قصرش خارج مي شد تا بر عمليات ساختماني و كاشتن گل و درختان نظارت كند ، تا از مشاهده آن حظ بصر برد و بردگانش ميوه هايي به نزد او مي برند. دستور اكيد به حاكمان قرناطه و Cuadix صادر شده بود تا انواع مختلف گلابي كه بين پزشكان به Kumizri معروف بود و نيز Aqbar و Azarra و سيب به Buhayra ارسال دارند... و زماني كه بناي ساختمان به اتمام رسيد ، خليفه دقت بعمل آورد تا براي آبياري آنچه كاشته بود ، اب كافي رسانده شود. در نهايت، تمامي بنا را از چهارسو و با ديواري محصور كرد تا از زيان ناشي از اطراف مصون بماند.
از خلال اين روايات و بسياري منابع و توصيفات ديگر كه در متون متعدد محفوظ است، بعلاوه مدارك باستانشناسي كه در ساليان اخير به واسطه حفاري ها وسعت يافته مي توان تصريح كرد كه شاهان ال اندلس تنها از تصوير شاه ... باغبان تقليد نكرده بودند بلكه باغهايي را كه ايجاد كردند ملهم از الگوهاي شرقي خاص باغهاي ايراني مربوط به دوره هخامنشي بوده است. بر اساس آخرين پژوهش ها كه توسط D.Stronach در خصوص باغ كوروش در پاسارگاد صورت گرفته ، نشانه هاي الگوي آن را مي توان در قرن نوزدهم و در باغ فين كاشان مشاهده نمود. در خلال قرون، نمونه ها و مراجع مستند خاطر نشان مي سازند كه الگوي باغ در رابطه با فضايي محضور با ديوارهايي بوده كه در آن وجود درختان نيازمند سيستم آبياري و آبروهايي بوده كه در آن سالن ها با اتاق هايي باز در چهارگوشه وجود داشته است. پس مي توان از سه عنصر اصلي نام برد:
1ـ محصور كردن زمين توسط ديواري كه آن را احاطه مي نمايد.
2ـ استفاده از آب با پيروي از سنت آبياري ايراني كه بر اياي آبروهاي زيرزميني (قنات) بنا شده بود تا آب را از سرچشمه بياورد و مانع تبخير آب و از ميان رفتن آن گردد.
3ـ وجود سالن هايي كه به صاحب باغ و همراهانش اجازه مي داد تا از اقامتي خوشايند در باغ بهره مند كردند. اين جنبه توسط – Jean Chevalier Chardin نقل شده كه در اواخر قرن شانزدهم و از اوايل قرن هفدهم در سراسر ايران سفر كرد و تصريح مي نمايد كه «ايرانيان در باغ قدم نمي زنند ، بلكه به تماشاي آن از تنها يك چشم انداز بسنده مي نمايند».
متعاقباٌ ، حتي اگر برخي ابعاد با ناحيه مديترانه مشترك باشند، بدبهي مي نمايد كه نحوه تلقي باغ اسلامي به عنوان محل استراحت ، از حساسيت شرقي مشتق مي گرددد كه در تقليد از ايده « بهشت مكان نيك بختان» ، باغ به عنوان مكاني كه در تمام حواس بشري در آن از لذت بهره مند مي گردند، ظاهر مي گردد: عطر ميوه ها و برخي گياهان معطر ، مشاهده گل ها در باغچه گوئي فرشي پر گل است، گوش فرا دادن به زمزمه آب روان در جوي ها ، منابع و آبروهايي كه در حس طراوت و خنكي را القاء مي كنند، بهمراه سايه اي كه توسط درختان و تاق ها و سالنهاي باز بسوي باغ توليد مي گردد. اين عناصر كه هويت خاص باغ اسلامي را نقش مي زنند در سابق در ايران باستان وجود داشته و در بسياري از توصيفات بهشت ، بهتر بگوئبم در 156 مرجع و نيز قرآن ذكر آن آمده است. در قرآن از بهشت تحت عنوان «جنت» ياد شده و همان واژه اي است كه براي برخي باغهاي سلطنتي مانند جنت العارف (Generalife ) قرناطه بكار رفته و تنها در دو مورد (سوره هاي 18 ، 107 و 11 ، 23 ) كلمه فردوس جايگزين باغ عدن شده است.در بهشت قرآني هماره از پر بركتي درختاني با برگهاي هميشه سبز پر از ميوه هاي لذيذ ، همراه با سمع زمزمه جويهايي روان و براي تكميل لذات ، وعده بسياري لذات ديگر كه براي همگان آشناست داده مي شود: حضور باكرگاني كه خود را به عنوان همسراني تقديم و غلام بچگاني كه جام هاي شراب عرضه مي داند و نيز تملك جواهرات و لباس هاي ابريشمي.
در تجزيه و تحليل نمونه هايي آشنا، انتقال تصوير ببهشت قرآني به باغ ها در معماري خانگي و قصرري در اسلام، واضح مي نمايد و در برخي موارد در نوشته هاي بكار رفته در تزئينات به ثبت رسيده است. بنابراين در جنت العارف كه ذكر آن رفت، در داربست طاق شمالي سوره فتح (5-48) نقش بسته:
« براي وارد كردن مؤمنين در باغهايي كه در زير پايش جوي ها روان است، كه در آن تا به ابد بسر خواهند برد…. »
سياحان خارجي مانند ماركوپولو از شباهت باغ و بهشت در نزد مسلمانان ذكرهايي به عمل آورده و در توصيف الموت در منطقه ملحده Muluhidah جايي كه حشاشين Hashashin در آن بسر مي بردند گفته كه رئيس آن «پير كوهستان» مالك باغي وسيع و محصور بين دو كوه بوده ، كه بزرگترين و زيباترين باغي بود كه تا آن زمان ديده بود، با خانه ها و قصرهاي بسيار زيبا، پر از طلا و نقاشي.
در باغ جويهايي از شراب ، شير –عسل و آب روان بود. زيباترين زنان و دختران هر گونه سازي را مي نواختند و به كمال آواز مي خواندند. مشاهده رقص آنان واقعاٌ لذتبخش بود. «پير كوهستان» به مردانش مي قبولاند كه اين محل ، همان بهشت است. ان محل را با پيروي دقيق از توصيفات پيامبر ساخته بود: باغي زيبا با جويهايي پر از شراب ، شير ، عسل ، آب و زناني بسيار براي تمتع. باغ « پير كوهستان» بدين گونه بود و همه كوركورانه معتقد بودند كه واقعاٌ بهشت است. «پير» نمي گذاشت غير از كساني كه مايل بودند تا مبدل به «قاتلين» او شوند، شخص ديگري بدانجا وارد شود. قلعه اي چنان با قدرت و استحكام از مدخل آنجا دفاع مي كرد كه هيچكس نمي توانست بدانجا حمله كند و اين مدخل ، تنها نقطه ورود بود.
در معنايي به روشني موشكافانه تر ، مي توان رابطه اي بين بهشت اسلامي و الگويي از تالارهاي باغ يا همان «هشت بهشت» كه واژه اي فارسي است برقرار كرد و اين ، از حديثي كه به ابن عباس نسبت داده شده نشأت مي گيرد كه تصريح مي كند كه بهشت از هشت طبقه كه روي يكديگر قرار دارند تشكيل يافته و هر طبقه توسط فردي متفاوت ساخته شده ، همان مرداني كه در معراج پيامبر ( ص) از آنان ياد شده است. علاوه بر هشت بهشت معروف ( 1669) كه در اصفهان محفوظ مي باشد ، منابعي خبر از وجود بنايي مشابه در تبريز كه بسال 1468 ساخته شده مي دهند و ديگر بنايي در هرات بنام «طرب خانه» Tareb Hana (خانه شادي) كه احتمالاٌ اثر ابوالكاظم بابور (1457-1452) مي باشد. بنظر مي آيد كه بناي مزبور ريشه بناهايي بوده كه متعاقباٌ در عصر تيموري ساخته شده و سپس به صفوي ها انتقال يافته است.
در رابطه با تجزيه و تحليل الگوها ، نمونه ها و عناصر مهم معماري اسلامي بايد گفت كه همواره امري آسان نمي نماييد چرا كه بخش اعظم باغهاي تاريخي اسلامي ناپديد شده اند و نيز تاريخ هاي مربوطه مشكوك بوده ، و با توجه به فقدان تحقيقات سيستماتيك اطلاعاتيي اندك در خصوص باغ هاي باقي مانده در اختيار مي باشد.
عليرغم تمامي اين كاستي ها ، در سال هاي اخير علاقه اي واضح به اين موضوع ظاهر شده و برگزاري برخي كنگره ها و انتشار جزواتي مهم در اين باره خود گواهي به اين مطلب مي باشد.
در بين اجزاي اساسي تشكيل دهنده باغ از وجود حصاري كه فضاي خاص كشتكاري را محدود مي كند نام برد. وجود گياهان و محوطه كشتكاري شده موجب ضرورت آب براي آبياري مي گردد، عنصري كه براي فرد مسلمان منبع حيات و هديه اي از جانب الله مي باشد. (قرآن-30 ، 21 ).
از آنجاست كه حوض در مركز باغ واقع مي گردد و به آب روها و جوي هايي كه اب را به مناطق كشتكاري شده هدايت مي كند مي ريزد. مهار آب و حمل آن از طريق آب روهاي زيرزميني (قنات) با پيروي از تكنيك هاي شرقي ، همانند سيستم فواره ها كه هنوز هم بقاياي آن درAlbolafia در قصر قرطبه باقيست ، از طريق اولين امويان در ال اندلس دخول يافت.
ديگر عملكرد مهم آب از نقطه نظر زيبايي شناسي بوده كه به منزله آئينه اي تصوير گياهان و معماري باغ را منعكس مي ساخت و بنابر اين صاف و هموار نگهداشتن سطح آب بسيار مهم بود كه فقط توسط نسيم باد اندكي موج بر مي داشت و يا توسط فواره اي كه در كف حوض كار گذاشته مي شد ، صوت لطيف چك چك آب به گوش مي رسيد و اين خود با فواره هايي كه تحت تاثير رنسانس ايتاليايي در باغ هاي اسلامي اسپانيا وارد شد متفاوت مي باشد.
مثالي خوب براي درك بهتر تضاد موجود بين دو شيوه مذكور در مقايسه صحن جنت العارف (Generalife ) با دو خواهران (هر دو در الحمراء) و همان الگو در باغ فين كاشان ، ميباشد. در ال اندلس نمونه هايي متعدد از تصوير حيوانات بعنوان فواره وجود دارد و حتي اگر قطعاتي اندك محفوظ مانده اند، همين شباهت را مي توانيم بين شيرهاي الحمراء و چهل ستون اصفهان بيابيم.
توزيع آب معرف دو الگوي مهم در باغ اسلامي مي باشد: با حوض مركزي يا با تقسيم چهار ضلعي توسط آب روها كه بصورت صليب وارد يكديگر را قطع مي كنند و همين خود وجه تسميه « باغ صليبي» را در زبان اسپانيايي توجيه مي نمايد. از هر دو نوع مثثال هايي متعدد در ال اندلس و بناهاي صفويه اصفهان وجود دارد كه به ديگر كشورهاي اسلامي نيز سرايت كرده است. منشاء آنان مسلماٌ ايراني است و به دوره قبل از اسلام باز مي گردد. در مورد ريشه باغ صليبي بايد گفت كه همواره با « چهارباغ» در ارتباط بوده، و به عنوان كهن ترين مثال بايد از پيشنهاد D.Stronach در مورد قصر پاسارگاد و در بطن هنر اسلامي بايد از باغي كه اخيراٌ توسط T.Ulbert در قصر Rusafa اثر هشام اول (743-734) در سوريه كشف شده نام ببريم، كه با قصري كه توسط K.ottoDorn در سال 1957 كشف شده متفاوت مي باشد. در رابطه با نفوذ مستقيم قصر علي يوسف در مراكش كه بنظر مي آمد ناپديد شده باشد ولي چند سال پيش كشف شده ، امروزه ثابت شده كه استفاده از آن الگو در قرن دهم. م در مدينه الزهرا و در باغ هاي بالا و پائين منطقه « تالار غني» به تمامي در معماري خانگي از قرن دوازدهم به بعد ادغام گشته و در بناهايي مانند Ibn Mardanis در مورسيا و كمي بعد در القصر سويل و تداوم آن در عصر ناصري و سپس در معماري مسيحي با نمونه هايي متعدد در شيوه Mudejares ، گوتيك ، رنسانس و باروك مشاهده مي گردد.
با ملاحظه عمارت خوسرام در قصر شيرين كه توسط خسرو دوم (ب.م 628-590)
بر روي تراسي بلند و مرتفع كه مقابل آن حوضي بزرگ به ابعاد m5 ×m 560 وجود داشت مي توان دريافت كه تناوب ريشه ها و گسترش « حوض بزرگ» به زمان ساساني باز مي گردد.
وجود يك حوض با ابعاد وسيع در غرب اسلامي ، مشتق از تغييري در الگوي Buhayra و يا به عبارتي «درياچه كوچك» مي باشد كه در كل به هدف بهره برداري در كشاورزي خارج از ديوارهاي قصر ايجاد مي گرديد و حتي اگر عملكرد آن در آبياري به وضوج اثبات شده ، در برخي موارد به منظور باز هاي آبي از آن استفاده مي شده است.
نمونه هايي متعدد از اين دست را مي توان از اوايل قرن دهم در شمال آفريقا مشاهده نمود و در دوره موحدين (Almohade) در سويل شهرت فراوان داشته كه احتمالاٌ در قرن يازدهم نيز ساخت آن ادامه يافته و به واسطه مرمت هاي اخير ، هنوز بقاياي آن حفظ مي گردد.
در نهايت به عنوان عنصري واقعاٌ ايراني بايد از سالن ها و تالارهاي باز كه در با غها ساخته مي شد نام ببريم كه مختص استراحت و لذت بردن از طبيعيت بوده و در آن گرد هم آيي ها و ضيافت هاي درباري برگزار مي گرديد. از تمامي اين فعاليت ها تصاوير فوق العاده زيبايي در مينياتورهاي ايراني و نيز در تزئينات برخي از بناهاي اندلسي وجود دارد، مانند آنچه كه در عاج هاي قرطبه اي و يا تصاوير « داستان بياض و رياض» (كتابخانه پاپي – واتيكان – آرشيو 368 ) بچشم مي خورد. اين همواره در رابطه با بنائي سبك كه از همه طرف بر روي باغ گشوده بوده مي باشد بطوري كه در محيط اطراف ادغام مي شود و هماهنگي تمام عياري بين طبيعت و معماري به وجود مي آورد. وضعيت قرارگيري آن تالار متنوع بوده: از مركز باغ گرفته تا منتهي اليه محورهاي اصلي و يا در بخش ورودي( همان واژه «بالاخانه» در عهد صفوي)- نمونه اي از مورد اول در ال اندلس و در تلار بزرگ مركزي در باغ بالاي «تالار غني» مدينه الزهراء ، نمونه اي مربوط به قرن يازدهم كه امروزه ناپديد شده المونيه سلطنتي خاندان Banu Di-1 Nun در تولدو و يا صحن صليبي متعلق به عبدالعزيز در واللنسيا مي باشد. عموماٌ طاق نماهايي كه در منتهي اليه ها كار گذاشته شده براي ورود به تلارها نيز مورد استفاده واقع مي شد و بدين ترتيب فضايي بين خانه و باغ ايجاد مي گرديد.
برخي از اين طاق نماها، تشكيل دهنده گونه اي از « مهتابي» مي باشند ، همانند آنچه كه در بقاياي كازبا در مالاگا و يا قصر الجعفريه در زاراگوزا (Zaragoza ) بچشم مي خورند و پيش الگوهايي از حياط شيران در الحمراء بشمار مي روند كه براي مدتي مديد در معماري مرينيان Marini و طي قرون بعدي در مراكش مورد استفاده قرار گرفت.
Ibn Luyun نويسنده اهل قرناطه كه در نيمه اول قرن چهاردهم مي زيست، كتابي در باب كشاورزي تحت عنوان « اصل زيبايي و هدف از حكمت در رابطه با اساس هنر كشاورزي» (ترجمه و نشر اسپانيائي از Eguaras Gramada – 1975 ) نگاشته و در آن از نحوه استفاده از تالارهاي باغي مطالبي متعدد ذكر كرده است. او در بين آنچه كه « يادداشت هاي تكميلي» ناميده، بخشي در خصوص « تشكيلات باغ ها ، اقامتگاه هايشان . كارگاه ها افزوده و در ان چنين خاطرنشان ساخته: « در مركز ملك، تالاري مجهز به صندلي هايي وجود داشت بطوريكه مي شد همه طرف را نظاره كرد ، ولي شخصي كه وارد باغ مي شد نمي توانست مكالماتي را كه داخل تالار جريان داشت را بشنود ولي اگر به طرف تالار مي آمد كساني كه در داخل بودند متوجه آمدن وي مي شدند. تالار توسط گل هاي سرخ رونده و توده هايي انبوه از «مورد» و بسياري گياهان ديگر احاطه شده بود. درازاي آن بيش از پهنايش بود و بدين ترتيب افق ديد وسيع تر مي شد. بي شك طاق نماها و آلاچيق هاي باغ هاي اسلامي اسپانيا در مقايسه با ابنيه صفوي راه حلي فقير را ارائه داده اند. بنايي منفرد مانند هشت بهشت و يا تالارهاي وسيع و عميق عالي قاپو يا چهل ستون اصفهان و در «ايوان» (عنصر اصلي در معماري ايراني كه در ال اندلس ناشناخته مانده) بهترين بيان فضايي گشوده به خارج به شمار مي روند.

1ـ باغ هاي اسلامي


- تصاوير بهشت در هنر اسلامي   Blair , S . y Bloom , J.S

Hauover – 1991
Brooks , J. Gardens of Paradise. The History and Design of great Islamic gardens, Londres- 1987

- باغ هاي بهشت- تاريخ و طراحي باغهاي بزرگ اسلامي-لندن- 1987 .

V.V.A.A . The Islamic Garden ( ed.E.B. MACDOUGALL Y R. ETIN GHAUSEN) Dumbarton Oaks Colloquium on the History of Landscape Architecture , IX , Harvard University , Washington D.C 1976.

- باغ اسلامي – تاريخ معماري چشم انداز – دانشگاه هاروارد – واشنگتن –1976.

--V.V.A.A les Jardines de islamic , Icomos , 2 Colloque . International . Granada 1976.

- باغ هاي اسلامي – قرناطه – 1976 .

--V.V.A.A grardiues de I islamico , Archittectura , natura , Paesaggio (e d. Petruccioli) Electa , Milan 1994 .

- باغ اسلامي ، معماري، طبيعت، منظره – ميلان – 1994 .

--Wilber D.M. Persian gardens and garden Pavillons, Rutland , vermont (u.s.a) y Tokyo 1962. 2° ed . Washington 1989.

- باغ هاي اسلامي و تالارهاي باغي – واشنگتن 1979 و توكيو 1962 .
2- باغ هاي ال اندلس

--Dikie , J. Notas sobre la jardineria arabe en la Espana musulmana “ en Miscelanea de estudios arabes y hebraicos XIV-XV (1965-66). P. 75-87.

- يادداشت هايي در خصوص باغباني عربي در اسپانياي مسلمان در امتزاجي از تحقيقات عرب و عبري قرون چهاردهم و پانزدهم ( 66-1965 ) صفحه 75 تا 87 .

-- Jimenez Martin , A. “ los Jardines de Madinet al zahra “ en cuadernos de medinat al-zahra, I(1987) P.81-92 .

- باغهاي مدينه الزهرا در دفترچه هاي مدينه الزهرا. (1987 ). صفحات 81 تا 92 .

-- Moreno Menayo. I. “Los Jardines y alcazares de la Buhayra (Sevilla), en Actas del II Congreso de Arqueologia Medieval Espanola, Madrid, 1987, III. P.43-51.

- باغ ها و قصرهاي بوحيره (سويل) . در فعاليت دومين كنگره باستانشناسي قرون وسطايي در اسپانيا-مادريد-1987-جلد سوم-صفحات 43 تا 51 .

-- Pavon Maldonado , B. Tratado de arquitectura Hispanomusulmana: Agua , C.S.I.C Madrid 1990 , cap IV, P . 249-278

- شرح معماري اسلامي در اسپانيا- مادريد-1990-فصل چهارم-صفحات 249 تا 278 .

-- Prieto Moreno , F. Los jardines de Granada , Madrid 1973.

- باغهاي قرناطه – مادريد- 1973 .

-- Ruggles , F.D. “The mirador en Abbasid and Hispano – urnayyad Garden . Tipology “ , en Muqinas , 7, (1990). P.73-82.

- چشم انداز در باغ عباسي و بني اميه در اسپانيا-انواع آن-مقرنس-1990 –صفحات 73 تا 82 .

-- Madinat al Zahra s Constructed Landscape: A case study in islamic garden and Arquitectural History , Tesis Doctoral, Universidad Pensilvania 1991.

- ساحتمان چشم انداز (دورنما) در مدينه الزهراء : موردي تحقيقي در خصوص باغ اسلامي و تاريخ معماري، پايان نامه دكترا- دانشگاه پنسيلوانيا-1991 .

-- Los jardines de Alhambra y el concepto de jardin en La Espana (ed.J.D.DoDDS) Granada 1992-p,163-171.

- باغ هاي الحمراء و مفهوم باغ در اسپانياي اسلامي در الاندلس- هنرهاي اسلامي در اسپانيا – گرانادا (قرناطه) 1992 – صفحات 163 تا 171 .

-- Torres Balbas , L.” Patios de Cruceros “ en Al-Andalus (1948) P.185-203.

- حياط هاي صليبي در الاندلس- 1948- صفحات 185 تا 203 .

* کتاب شناسی عمومی :
 

 Parterres and Stone Watercourses at Pasargada: “ Notes on the Achaemenid Contribucion to Garden Design “ En Journal Of Garden History-1993.

در اينجا منظور باغ اسلامي است.
احتمالاٌ منظور جاليز است.
در متن اسپانيائي با واژه Comares از آن ذكر شده كه كلمه اي لاتين بوده و معادل آن در ايتاليائي Commare مي باشد كه به معناي «خاله زنك» است ، و در اينجا معادل آن غير از « دو خواهران» در كاخ الحمراء نمي توانست لفظ ديگري قرار گيرد. م

* منابع :
 
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پرچم مقدس ایران

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سازمان فرهنگ و ارتباطات

شورای عالی ایرانیان خارج از کشور

امور فرهنگی ایرانیان خارج از کشور

مجله دنیای ایرانی

گسترش زبان فارسی

آموزش زبان فارسی ویژه کودکان

سايت آموزش زبان فارسي

شبکه جهانی جام جم

شبکه بین المللی تلویزیونی آی فیلم

رادیو ایران

میراث فرهنگی ایران

پیک دوستی
نظرسنجی
این وب سایت در اطلاع رسانی برنامه های رایزنی چه اندلزه مفید است؟

خیلی زیاد
زیاد
کم

آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 7272
بازدید امروز : 377
بازدید این صفحه : 1992419
بازدیدکنندگان آنلاين : 5
زمان بازدید : 1.0312