سه شنبه ٠٣ اسفند ١٣٩٥

  

 
ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|نقشه سايت|Español
عنوان
ایران
7
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   
 
امكان نفوذ فرهنگ ايراني در اندلس
 
پدرو چالمتا
استاد دانشگاه كمپلوتنسه - مادريد
 
 
 در اين مقاله تلاش خواهيم كرد امكان نفوذ فرهنگ ايراني در اندلس را مورد بررسي قرار دهيم. اما پيش از آغاز , ذكر چند نكته ضروري است.

الف / منظور از ايراني كساني هستند كه از آن ديار بوده و يا حد اقل نسل اول آنها از والدين ايراني تبار باشند. همچنين ميزان نفوذ انديشه هاي فرهنگي اين افراد بايستي در مدت زماني معقول بر محيط زيستي آنان تاثير گذاشته باشد. با اين حال در اين مقاله سعي مي كنيم خود را در يك حصار ژنتيكي يا جغرافيايي محدود نماييم. زيرا همان طور كه برخي ايرانيان به عرب بودن شهردت دارند , عده اي از اعراب نيز به ايراني بودن مشهور هستند. در اين رابطه به طور مثال مي توان به ابوالفرج اصفهاني اشاره كرد كه نسل در نسل او از نژاد عرب بوده و كتاب الاغاني وي يكي از آثار مهم در راستاي تبيين فرهنگ اعراب از نهان جاهليت تا پايان قرن سوم است.

ب / مشخص نمودن مرزهاي جغرافيايي فارس در مقطع زماني مورد نظر ما يعني قرن اول تا قرن هفتم هجري چندان ساده نيست. از آنجا كه حوزه تحقيقي اين مقاله فرهنگي مي باشد , پس بهتر آن است كه تنها به متولدين در سرزمين ايران تكيه نشده , بلكه به عناصر فرهنگي سزرمين فارس كه به مغرب اسلامي رسيد . بيشتر توجه شود.
همچنين بايد ميان داده هاي فرهنگي مستفيم ( يعني آنچه از طريق ايرانياني كه به اندلس آمدند يا اندلسي هايي كه به ايران رفتند ) و داده هاي فرهنگي غير مستقيم (يعني آنچه در مرحله اول با فرهنگ عرب – مسلمان مخلوط شد و سپس به اندلس رسيد) تفاوت گذارد.
در پايان قابل ذكر است كه در اين مقاله به دليل عدم تخصص نويسنده , فرهنگ مادي ( معماري , سراميك , دكوراسيون , صنايع دستي و غيره ) چندان مورد توجه قرار نمي گيرد , بلكه هدف ما بررسي فرهنگ معنوي ( ادبيات , تاريخ , جغرافي , حديث , حقوق , فلسفه و علوم پزشكي ) مي باشد.
بدون ترديد نخستين مسوول ايجاد حكومت اندلس طارق مي باشد . شخصيتي كه تبار او كاملا مشخص نبوده و پس از يك دوره اوج قدرت به ناگاه ناپديد مي گردد. برخي او را ايراني تبار و از همدان مي دانند. اما عده اي ديگر او را عرب و يا بربر دانسته اند. نام كامل او طارق بن زياد بن عبدالله بن رفو بن وارفاجون بن يانزا قاسيس بن والحاس بن ياتوفات بن زناتي است. شجره نامه او نشان دهنده اين مطلب است كه وي از شمال آفريقا بوده و پدربزرگ او به دين اسلام گرويده است. بيشتر مورخين بر اين اعتقادند كه جد او عبدالله , همان مولا موسي مي باشد.
برخي محققين و مورخين تلاش دارند اثبات نمايند كه نام قديمي شهر مالاگا كه "رايي" خوانده مي شد , همان شهر "ري" ايران مي باشد. و ادامه مي دهند كه اين شهر توسط ايرانياني كه به اين محل آمدند , بنا گرديد. در صورتي كه نام " رايي " از كلمه لاتين REGIO مشتق شده است. افزون بر اين , نسبت " ري " , " رازي" مي باشد و رايي هميشه به عنوان صفت براي مالاگا استفاده مي شده است. به عنوان مثال انجير مشهور مالاگا در ميان اعراب به " طين رايي " شهرت داشته است.
اكنون به ايراني بودن موسيقي دان بزرگ زرياب اشاره داشته باشيم . ايراني بودني كه در بسياري از منابع تكرار گرديده. درچاپ فاكسي ميل " المقتبس" (جلد دوم صفحه 147 ) ابن حيان در كتاب اخبار زرياب مي گويد: " تا اينكه يك عراقي به نام زرياب از شرق بارگاه عبدالرحمن دوم وارد شد. از اين موسيقي دان بزرگ هنوز حكايت هاي شيريني ميان مردم تعريف مي شود. زرياب لقبي است كه در كشورش بران نهادند. نام اصلي او علي بن نافع بود و در دربار خليفه عباسي محمد بن محمد ابي جعفر المهدي به نواختن موسيفي مي پرداخت. كنيه او ابوالحسن بود , اگرچه عبيده شاعر معتقد است كه لقب زرياب به دليل رنگ پوست او به وي داده شده است" .
پس بايد قبول كرد كه زرياب عراقي بوده . رسيدن او به اندلس موجب ايجاد انقلاب ميان موسيقي دانان اندلسي شد. اما اين موسيقي دان بزرگ نه تنها ايراني نبوده ، بلكه همانند استاد خود اسحق بن ابراهيم الموصلي , عراقي مي باشد . در نتيجه امكان نفوذ مستقيم فرهنگي ايران از طريق زرياب نيز مردود مي باشد.
ابن ابي ربيع (646 ميلادي ) دركتاب " برنامج" خود فهرستي از اساتيد خويش و كتبي را كه آموزش ديده و يا آموزش داده , ارائه داده است. اين كتاب منبع مفيدي براي شناخت فعاليت هاي فرهنگي در اندلس محسوب مي شود.
ترديدي نيست كه فهرست مذكور منتخبي از آثاري است كه وجود داشته و نويسنده با توجه به علايق شخصي خويش آنها را جمع آوري نموده است . اما جامعيت و اهميت كتب فهرست بندي شده , مورد قبول همگان مي باشد. در اين اثر تنها 40 كتاب كه شامل قرائت , حديث , فقه , نحو , كلام و ادبيات مي شود , ذكر شده است. اما با بررسي كتب مذكور و پيگري مولفين آنها مي توانيم درخصوص ميزان نفوذ فرهنگي ايران در اندلس به نتايج عمده اي دست يابيم.

الف / چهار كتاب در اين فهرست در بخش علوم قرآني يا قرائت ذكر شده كه مولفين آنها تماما اندلسي و يا در اندلس اقامت داشته اند. اين كتب عبارتند از : الكافي از الرعيني , التيسير از الداني , التبعيره از مكي ابن ابي طالب و الهدايه از المهداوي. هيچ يك از اين مولفين مشرقي نبوده اند.

ب/ شش كتاب در بخش سنت و حديث فهرست بندي شده كه عبارتند از : الجامع الصحيح از البخاري , المسند الصيحيح از مسلم النيشابوري , السنه المسنده از ابو داود السيجستاني , الجامع الكبير از التيرميدي , السنن النسايي و الموطي از مالك بن انس.
پنج كتاب اول , كتبي قديمي و مورد قبول همگان است . كتاب ششم , كتابي مختص به حديث نبوده و مي توان آن را در ميان كتبي مانند الاحكام از ابن الخراط و يا دو زندگينامه پيامبر اسلام الشفا از قاضي عياض و السير از ابن اسحق , فهرست بندي كرد. به نظر مي رسد كه اين كتاب توسط پيروان مذهب مالكي در اندلس ترويج يافته باشد.

ج / در بخش فقه , قبلا به كتاب الموطي اشاره كرديم . در همين زمينه كتب ديگري نيز ارائه شده اند كه عبارتند از : المختصر والرساله از ابن ابي زيد القيرواني , التهذيب از البراذيعي , المقدمات از ابوالوليد بن رشد , التفريع از ابن جلاب البصري , التلقين ازعبدالوهاب البغدادي , المختصر از علي بن عيسي الطليطلي , الكافي از عبدالبار و الفرايد از الوالقاسم الخوفي . تمامي كتب و مولفين آنها پيرو مذهب مالكي بوده و هيچ يك از آنها ايراني نيستند.

د / هنگامي كه به فهرست كتب نحو , كلام و ادبيات مي رسيم . غالب مولفين آثار شرقي مي باشند . حتي القابي القالي با اينكه در اندلس اقامت داشت , شرقي بود.
در بخش نحو مي توانيم به كتب الكتاب از ابو بشار سيباويه , الايضاح از ابن عبدالغفار الفارسي , الجمل في النحو از عبدالرحمان الن اسحاق الزجاجي , المفصل از الزمحشري , الكراسه از الجزولي و تبصيرات في النحو از عبدالله السيماري .
تمامي مولفين نام برده شده فرابين النهريني بوده , به استثناي دو نفر آخر كه به ترتيب مغربي و اندلسي هستند . در كلام , كتب اصلاح المنطق از يعقوب بن اسحاق السكيت , آداب الكتاب از الكوفي ابن قتيبه و الفصيح از كوفي احمد بن يحيي ثعلب فهرست بندي شده است . در زمينه ادبيات الامثال ا ابن السلام خزاعي , الكامل في الادب از المبرد و الامالي از القالي ذكر شده اند. تنها اولين مولف خوزستاني است.
در زمينه ادبيات , تقريبا تمامي مولفين عرب هستند و در فهرست ياد شده به كتب اشعار السته و الحماسه از ابوالحجاج , الاعلام اشعار ابوتمام , مسفط الزند ا ابوالعلا المعري اشاره شده است. در اينجا قابل ذكر است كه كتاب المقامات كه مولف آن الحريري معرفي شده , در واقع مولف آن الهمداني است .
چه مدت طول كشيد تا كتب ذكر شده به شبه جزيره ايبريا رسيد؟ الكتاب توسط مهاجري به نام القالي كه در سال 330 در قرطبه سكني گزيد , به اسپانيا وارد شد. يعني يك قرن و نيم پس از تاليف آن ! اشعار ابوتمام پس از يكصد سال و آداب الكتاب پس از شصت سال به شبه جزيره ايبريا وارد شدند. در عوض عالي بن محمد الاثناكي كتاب الجمل الزجاجي ار 13 سال پس از مرك مولفش به اندلس آورد.
اين نفوذ فرهنگي كه توسط مهاجرين انجام گرفت , هيچ گاه مهاجرين ايراني در آن دخيل نبوده اند. با بررسي اسناد به اين نتيجه مي توان رسيد كه آثار فرابين النهريني توسط اندلسي هايي كه به مشرق مسافرت كرده بودند , به اندلس آورده شد و آنها اين آثار را از طريق واسطه هاي عرب فرا گرفتند. در هيچ كجا مدركي مبني بر اينكه تبادل فرهنگي ميان يك ايراني و يك اندلسي صورت گرفته باشد در دسترس نيست. هميشه حلقه واسطه فرهنگ سوري – بين النهريني وجود داشته است.
علاوه بر فهرست ابن ابي ربيع - كه شرح آن قبلا آمد – آثار ديگري نيز وجود داشتند كه بر فرهنگ اندلسي تاثيراتي داشتند. در اين ميان مي توان به كتاب الزهرا از ابن داود اصفهاني اشاره كرد كه متن آن الگويي براي تاليف كتاب حدائق از ابن فرج و سپس تاليف الظهيره از ابن بسام شد.
در پايان اين بخش ذكر يك نكته شرقي نيز خالي از لطف نيست و آن اينكه مي گفتند آثاري كه به اينجا مي رسند , ايراني خالص نبوده , بلكه هندي مي باشند. در نتيجه انتقال آن به جهان اسلام نياز به ترجمه از زبان پهلوي نداشت . كتب كه بيشترين تاثير ونفوذ را در اندلس داشتند , عبارت بودند از: كليله و دمنه و سندبادنامه. اين كتب در عربي به صورت هاي متفاوت نقل و باعث ابداع حكايت هاي بيشمار ديگري گرديد. اما اندازه گيري ميزان نفوذ و تاثير آن در ادبيات اندلسي بسيار مشكل است , زيرا مولفين بزرگ كمتر از آنها به عنوان يك اثر هنري ياد مي كردند و عجيب تر آنكه ذكر شخصيت هاي اين داستان ها در ديگر آثار بسيار اندك مي باشد.

تاريخ :
در بخش تاريخ ترديدي نيست كه احمد رازي نخستين مورخ بزرگ اندلسي مي باشد. احمد بن محمد بن موسي الرازي (955 – 887 ) مولف تاريخ ملوك اندلسي است. فرزندش عيسي در باره او مي گويد : " . . . در ابتدا به مطالعه ادبيات پرداخت . اما سپس به اخبار و تحقيق راجع به آن علاقه مند شد , زيرا در آن زمان مردم اندلس به اين ماده اهميتي نمي دادند. لذا به جمع آوري اطلاعات در خصوص روايات و تعداد مشايخ ناقل آن پرداخت. او نخستين كسي بود كه مقررات تاريخ نويسي را در اندلس به وجود آورد. اين ورش تحقيقي توجه حاكم وقت را به خود جلب كرد و مورد تحسيني كه لايقش بود , قرار گرفت. بدين ترتيب مردم اندلس به علمي دست يافتند كه تا آن زمان ناشناخته بود" .
متن بالا بسيار حايز اهميت است . رازي تاكيد مي نمايد كه پدرش : 1- اخبار تاريخي كه تا آن زمان به صورت شفاهي ميان مردم نقل مي شده را به صورت سيستماتيك جمع آوري مي نمايد. 2- اين اخبار تدوين شده و با ذكر تاريخ طبقه بندي مي شود. 3- نخستين گام در تعريف حكايات به تدوين روشمند برداشته مي شود. 4- در نتيجه برداشتن گا نخستين , نظام جديد طبفه بندي اتفاقات ايجاد شده و تاريخ ها مكتبوب مي شود. 5- روش جديد تاريخ نويسي ظاهر شده , مساله اي كه تا آن تاريخ تنها به صورت مقطعي و در برخي موارد مشاهده شده است.
پس از ذكر موارد فوق نيز بايد پذيرفت كه رازي تنها نيمه ايراني بوده است. حتي هيچ مستندي وجود ندارد كه اثبات نمايد رازي به سرزمين هاي فارس مسافرت كرده باشد. اما براساس اسناد مي توان اثبات نمود كه او در اندلس اقامت و تحصيل كرده است.
اگرچه برخي تلاش مي كنند كه رازي را تحت تاثير محمد طبري ( 25 سال جوان تر) بدانند , اما نشانه هايي ازتاثير آثار الواقدي , ابن حياه العصفوري , البلاذري بر رازي مشاهده مي شود. از سوي ديگر , بي اطلاعي طبري از وقايع مغرب زمين كاملا مشخص است و نموانسته الگويي براي كسي باشد كه مي خواسته تاريخ الاندلس را به رشته تحرير در آورد.
همچنين كتاب اخبار الرسل والملوك اثر طبري پس از گذشت 30 سال در اندلس شناخته شد. اما اين شناسايي مترادف با قبول و پيروي از آن نبود. به همين دليل عريب بن سعد نواقص بيشماري از تاريخ مذكور را در مورد اندلس يادآوري نموده و پس از او ابن الاطير نواقص بيشتري را ذكر مي نمايد. مورخ قرطبه اي ابن خيان , همان خط تكاملي رازي را ادامه داد , اما در اثر خودرهيچ گاه از نفوذ مستقيم فرهنگي شرق ذكري به ميان نمي آورد. تكاملي كه در تدوين تاريخ اندلس در آينده نيز به مشخصه آن تبديل مي شود.
با اين حال , بايد پذيرفت كه تبديل اخبار به تاريخ , نتيجه داده هاي فرهنگي بين النهريني است كه درتماس با فرهنگ زاكرس , تقويت بهبود و غني شده بود.

جغرافيا :
ابن خردادبه ايراني معمولا به عنوان آغازگر جغرافياي مسلمان شناخته مي شود. كتاب او مسالك و ممالك نام داردو در اينكه آغازگر جغرافياست , ميان صاحبنظران اتفاق نظر وجود دارد. اما نبايد فواموش كرد كه اثر او حول محور آثار اليعقوبي , قدما الجعفر و الجيهاني تدوين شده و همچنين تا حدودي تحت تاثير انديشه هاي ابن رسته , ابن فقيه الهمداني , و كتاب حدود العالم قرار گرفته است.
نخستين جغرافياي اندلسي توصيفات ابوبكر محمد الرازي (350 - 274 ) است. احمد درمغرب يا اندلس به دنيا آمد , اما تحصيلات خود را درشبه جزيره ايبريا گذراند. مشروح او با اين جمله آغاز مي شود : " گفت ابوبكر . . . رازي , كاتب متولد اسپانيا " . از آنجا كه توصيفات جغرافيايي او به عنوان اساس و الگو براي ديگر جغرافي دانان بعدي مانند : ابن حوقل , ياقوت و القزويني قرار گرفت , بررسي آن ضروري مي باشد.
قبل از هرچيز مشاهده مي كنيم كه جغرافياي او به عنوان مقدمه اي براي تاريخ او تدوين شده است. جغرافي بخش فرعي و يا به زبان ديگر, بخشي از تاريخ است . اصولا معنا و مفهوم جغرافي در شرق تا زمان مسعودي (365 ) به صورت واضح بيان نشده بود. دومين مساله اي كه اهميت آن كمتر نبوده و به آن برمي خوريم , اين است كه جغرافي حول محور مفاهيمي مانند اقليم يا كشور بنا نشده , بلكه توصيف آن بر اسا يك مفهوم سياسي – سرزميني شكل گرفته است. هدف آن , شرح نام شهرهاي مهم اسپانيا , حدود اين شهرها , نام كوهها و رودهاست. در ابتدا به شهر قرطبه برمي خوريم كه مادر شهرهاست. پس از پايتخت به كابرا , غرناطه , المريه , مالقه , خائن و غيره مي رسيم و سرانجام به شهر اسيخا ختم مي شود. ازچپ به راست حركت كرده و معيار او در تحقيق طول شهرها مي باشد. همچنين اطلاعاتي درباره تاريخ قبل از اسلام , مشخصه هاي معماري , محصولات عمده , مسافت و غيره ارائه مي دهد.
همه اطلاعات براساس يادداشت هاي خود كه در طول مسافرت مشاهده كرده , تدوين شده است. المقاري دراين باره مي گويد: " احمدبن محمد بن موسي الرازي , اثرات متعددي راجع به تاريخ و جغرافياي اسپانيا به رشته تحرير درآورد. اما يكي از آثار او كه به حد كافي قطور است , به توصيف راه ها , بنادر , كوه ها , رودها و شهرهاي عمده شبه جزيره پرداخته است. در اين كتاب او به شش جند يا منطقه نظامي كه در آن زمان اندلس به آن تقسيم شده بود , اشاره مي كند. تعداد استان ها و ميزان رفاه در آنها توليدات كشاورزي و معدني و حتي بسياري مشخصات افراد دراين كتاب جمع آوري شده است. اطلاعاتي كه تا آن زمان در اندلس يافت نمي شد".
رازي علاوه بر اثر ذكر شده , تاريخ پادشاهان قرطبه را تدوين نمود. در اين كتاب او به سخنان و اعمال اين پادشاهان اشاره مي كند. جنگ ها , پيروزي ها و شكست هاي آنان بازگو مي شود. علاوه بر اين , نفشه كامل قرطبه با نام كامل خيابان ها , ميادين , درخت ها , ساختمان هاي دولتي , مساجد , كاخ ها , حمام ها و باغ ها در اين نقشه آمده است. همان گونه كه احمدبن ابي طاهر مورخ بزرگ نقشه اي از بغداد را تهيه كرده بود. از نقطه نظر تكاملي , توصيفات جغرافيايي او در چارچوب آموزش هاي بلخي (322) قرار دارد. همان آموزشي كه احشاخاري (350) , ابن حوقل (378 ) و المقدسي ( 390 ) ادامه دادند. اما در يك چيز با بلخي ها تفاوت دارد و آن اينكه هيج سندي مبني بر اينكه نقشه كشي كرده باشد, وجود ندارد. در صورتي كه مي دانيم كه مريدان مكتب بلخي بر نفشه كشي تاكيد و اصرار داشتند. در نتيجه به نظر نمي رسد كه جغرافياي شرق قرن چهارم بر رازي تاثيرمستقيم داشته باشد. اما بايد پذيرفت كه انديشه هاي قبل از سال 270 به عنوان اساسي براي آغاز كار اتخاذ گرديد , اما تكامل انديشه هاي او مستقل بوده است.

فلسفه :
فلسفه اسلامي (شرقي , اندلسي يا ايراني ) انشعابي از معرفت هلنيستي و يوناني است. درهمين راستا آثار مولفين بين النهريني به تقويت همان فلسفه چه در مشرق و چه در غرب مي پردازد. فلسفه اندلس هم در داخل همين جريان قرار دارد.
در اينجا اين فلسفه با پيروان معتزله در اواخر قرن سوم آغاز مي شود و ابن مسره (319 ) سردمدار آن بود. نظام فكري او چيزي شنبه انديشه هاي امپدوكلس مي باشد . در ايران فارابي (329) ظاهر مي شود كه وارث مكتب فلسفي اسكندريه مي باشد. اهميت انديشه هاي او كه بعدها توسط عده بيشماري ادامه مي يابد . در اين است كه دو عنصر جديد را در فلسفه خود دخالت داد:
الف / ايجاد هارموني ميان انديشه هاي افلاطون و ارسطو .
ب / نظريات اجتماعي – سياسي او در خصوص ايجاد مدينه فاضله كه توسط حاكم فيلسوف اداره مي شود.
مدينه فاضله و سياست مدن او مبناي تفكرات روشنفران مسلمان بعدي قرار مي گيرد. لازم به ذكر است كه فارابي انديشه هاي خود را بر اساس ديدگاه كلاسيك بنا مي كند و تصميم مي گيرد انديشه بسيار جالب ابن مقفع (139 ) مبني بر جداسازي شريعت از قدرت سياسي را ناديده بگيرد. شايد هم از انديشه ابن مقفع اطلاعي نداشته است.
تفكرات فارابي به شدت بر انديشه هاي ابن سينا (428) , ابن باجه (533 ) و ابن رشد (595 ) تاثير داشته است. اما نمي دانيم كه اين تفكرات تا چه حد بر رسايل اخوان الصفا(370 – 350 ) تاثير گذارده است. اين رسالات در ميان اسماعيلي هاي بصره شايع بود و آنها براي عضو گيري و تربيت اعضاي خود , از رسالات مذكور استفاده مي نمودند. با مطالعه اين رسالات مي توان نتيجه گيري كرد كه شايد اخوان الصفا بيشتر تحت تاثير تفكرات نئوفيثاغورثي قرار داشته اند و كمتر از انديشه هاي فارابي بهره برده اند.
اثر فارابي توسط ابن سينا توسعه و تكميل مي يابد . با استفاده از انديشه هاي ارسطو و انديشه هاي پر ارزش فارابي , ابن سينا نشان داد كه داراي افكاري يگانه و منحصر به فرد است. نظريات متافيزيكي او فوق العاده اند. منطق ارسطويي را تكميل نمود و علوم تجربي شرق را بدان افزود. كتاب شفاي او اساس تفكرات فلسفي كليسا را تشكيل داد.
ابن سينا همچنين يك رساله فلسفي – اخلاقي از خود ارائه داد. حي بن يقظان او رساله اي است منظوم كه نظريان اخلاقي وي را به عنوان تراوش عقل فعال , تشريح نموده است. همين نام پس از يك قرن و نيم توسط ابن طفيل مورد استفاده قرار گرفت و به موفقيت تام دست يافت.
انديشه هاي فارابي و ابن سينا بر سه فيلسوف بزرگ اندلس يعني ابن باجه , ابن طفيل و ابن رشد تاثير گذارد. اما اين تاثير در بسيار امور مورد ارزيابي مجدد قرار گرفت. به عنوان نمونه رساله حي بن يقظان ابن طفيل اگرچه عنوانش شباهت با قصه ابن سينا دارد, اما مفهوم داستان ابن طفيل متفاوت است. او ظرفيت عقل را براي ايجاد هارموني ميان مذهب و فلسفه به بالاترين حد مي رساند. همچنين اگرچه قصه ابوعلي سينا چندان مورد توجه قرار نگرفت , اما رساله ابن طفيل مبناي داستان هاي رابينسون كروزوئه و اسطوره بن سواژ روسو قرار گرفت.

پزشكي :
بسياري از اين انديشمندان بزرگ , همچنين پزشكان برجسته اي بوده اند كه بر اين رشته علمي نيز تاثير گذاشته اند. درغرب تا قرن چهارم براساس طب يوناني عمل مي شد. پزشكان اندلسي در آن زمان براي فراگيري به بغداد مي رفتند. به نظر مي رسد با آمدن يوسف الخراني ( حدود880 ) طب اسلامي تقويت مي شود. همزمان , يعني در سال 949 توسط سفارت بيزانس مقداري لوازم پزشكي نيز وارد مي شودكه در نتيجه طب اندلسي به پيشرفت هاي چشمگيري دست مي يابد. اين پيشرفت به همراه خدمات رازي , علم طب را به شكوفايي تام مي رساند. اگرچه خدمات رازي در طب ابتدا توسط مردم به حدكافي شناخته نمي شود. در اين هنگام كتب مرجعي در رشته پزشكي وجود داشتند كه مهم ترين آنها جامع اكبير از رازي و طب المنصوري ا المجوسي است. تا اينكه ابن سينا كتاب قانون را تاليف مي نمايد.
اين كتاب مجموعه اي منظم و روشمند از علوم پزشكي زمان , به همراه مشاهدات شخصي ابن سينا بود. جامعيت كتاب درحدي بود كه به مدت هفت قرن به عنوان ماده اصلي تدريس پزشكي در دانشگاهها مورد استفاده قرار گرفت. ترجمه لاتين قانون تاثير بسزايي در پيشرفت علوم پزشكي اروپا داشت. اما اين تاثير بر مدارس پزشكي اندلس چندان زياد نبود. هنگامي كه ابن ظهر يك جلد از كتاب قانون به دستش رسيد , آن را مطالعه كرد , اما چندان برايش جالب نبود. حتي گفته مي شود كه از حواشي اين كتاب براي نوشتن نسخه هايش استفاده مي كرد! . . . بديهي است كه اعتبار گذشته دانشگاه جندي شاپور براي پزشكان اندلسي جذابيت خاصي نداشت.
به دليل عدم تخصص در رياضيات و نجوم , در اين بخش به بررسي كامل اين علوم نمي پردازيم. تنها به اهميت مطالعات خوارزمي (232 ) و ادامه راه او توسط الفرقاني (247) , ابو مشعر (272 ) و مسلمه ماجريتي يا مادريدي (398 ) اشاره مي كنيم.
مسلمه مادريدي جدول خوارزمي را بر نصف النهار قرطبه و تقويم مسلمانان منطبق ساخت , كه نتيجه مطالعاتش اساس علم نجوم اندلس , مكتب تولدو و فعاليت هاي علمي دربار آلفونسوي دهم بود. اندكي بعد , اثر بيروني (442) به شبه جزيره ايبريا رسيده و به لاتين ترجمه مي شودو بر توسعه مستقل مطالعاتي الزرقالي (473) تاثير مي گذارد.

نتيجه گيري :
با بررسي و مطالعه منابع در خصوص امكان نفوذ فرهنگ ايراني بر اندلس , مي توان نتايج زير را ارائه داد:
- اين نفوذ در علوم انساني اندك , و در فلسفه , پزشكي , رياضيات و نجوم محسوس تر است.
- تبادل فرهنگي هيچ گاه مستفيم نبوده و هميشه با واسطه و پس از استحاله در فرهنگ عربي صورت گرفته است.
- تبادل فرهنگي در قرن چهارم بويژه و اندكي در قرن پنجم صورت گرفته است. پيش از اين تاريخ هيچ گونه نفوذ فرهنگ ايراني در اندلس مشاهده نمي شود.
در نتيجه مي توان گفت نقش ايرانيان درتوسعه فرهنگ اندلسي به نوعي دست دوم بوده و در مقاطع خاص صورت گرفته است.
 
 
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پرچم مقدس ایران

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سازمان فرهنگ و ارتباطات

شورای عالی ایرانیان خارج از کشور

امور فرهنگی ایرانیان خارج از کشور

مجله دنیای ایرانی

گسترش زبان فارسی

آموزش زبان فارسی ویژه کودکان

سايت آموزش زبان فارسي

شبکه جهانی جام جم

شبکه بین المللی تلویزیونی آی فیلم

رادیو ایران

میراث فرهنگی ایران

پیک دوستی
نظرسنجی
این وب سایت در اطلاع رسانی برنامه های رایزنی چه اندلزه مفید است؟

خیلی زیاد
زیاد
کم

آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 5035
بازدید امروز : 142
بازدید این صفحه : 1792684
بازدیدکنندگان آنلاين : 8
زمان بازدید : 1.1717