پنج شنبه ٠٥ مرداد ١٣٩٦

  

 
ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|نقشه سايت|Español
عنوان
ایران
سي و سه پل - اصفهان
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   
مذهب و امتيازات مذهبي :
جوزف راموندا ، استاد جامعه شناسي دانشگاه بارسلون(1)
اگر هنوز پس از 28 سال بعد از مرگ فرانكو ، آثاري از ميراث او باقي مانده ، اين آثار در زمينه هاي مذهبي ملموس مي باشد. 25 سال است كه كشور به حالت عادي بازگشته و قانون حاكميت يافته اما كليساي كاتوليك اصرار دارد امتيازاتي كه در آن دوران به آن دست يافت را از دست ندهد. به عنوان مثال كليساي كاتوليك كه با سرمايه هاي خود قدرت رقابت با ديگر مذاهب را ندارد ، از دولت مي خواهد كه به كليسا كمك مالي نمايد. اخيراٌ نيز دست به كار شده تا تبليغات مذهبي خود را از طريق نظام آموزشي گسترده سازد.
در روزهاي اخير ، دو اقدام متفاوت بحث روز بود. دولت اسپانيا تعليمات ديني را به درجه علوم ديگر حني به هنگام ارزشيابي و نمره دادن نائل ساخت. از سوي ديگر فرانسه در حال تدوين قانوني است تا علائم مذهبي از قبيل حجاب اسلامي را در مدارس دولتي ممنوع سازد.
سران مذهبي اسپانيا معتقدند كه ” نبايد ميان لائيزيسم و ترويج دين ، اشتباه كرد”. بايد به اين رهبران مذهبي يادآوري نمود كه لائيزيسم با مذهب مخالفتي ندارد بلكه به جدائي دين از دولت اعتقاد دارد. اعتقاد به جدائي دين از دولت ، خود به معناي اعتقاد به مذهب و حقوق مذهبي مي باشد. دقيقاٌ به لطف همين اعتقاد ، اسلام در فرانسه هيچگونه تابوئي نيست و از حقوق قانوني خود همانند ديگر مذاهب برخوردار است. آيا لائيزم مذهب را در حدود فردي محدود مي سازد ؟ لائيزم مدهب را در داخل جامعه مدني قرار داده و از تحليل اعتقادات جمعي از طريق دولتي جلوگيري مي نمايد. تاريخ بشري مملو از نتايج منفي التقاط دين و دولت مي باشد و به تجربه اثبات گرديده كه اين تلفيق موجب محدوديت آزاديها و مانع رشد بشري است. شايد ادعا شود كه در دوران قديم ، پيشرفت هاي علمي در داخل جامعه ديني صورت مي گرفت. اما ترديدي نيست كه امروزه تكثرگرائي ، ادامه حيات را براي دين مشكل نموده است. در دوران قديم ، دين و فرهنگ همسو بودند و ارتباط نزديكي ميان مذهب و هويت كشورها وجود داشت. اما يكي از نتايج روند جهاني شدن ، از بين رفتن ارتباط ميان فرهنگهاي سنتي و حدود جغرافيائي است. در نتيجه رقابت شديدي ميان مذاهب مختلف آغاز خواهد شد و مذهبي كه حرف بيشتري براي گفتن دارد ، پيروان بيشتري خواهد داشت. مگر اينكه ادعا شود كه مذهب ما حق مطلق است كه در اينصورت به ورطه افراط خواهيم افتاد كه همان بنيادگرائي مي باشد.
دختر سيزده ساله كه از من سؤال مي كرد: چگونه كسي مي تواند ادعا نمايد كه خداي او خداي حق است ، در صورتيكه خدايان متفاوت و مداهب متعدد وجود دارند؟”
در نتيجه به رهبران مذهبي كليساي اسپانيا توصيه مي كنم كه بايد به رقابت مذاهب ديگر عادت نمايند و در اين رقابت نبايد انتظار داشته باشند كه مدارس دولتي به عنوان پايگاهي براي تبليغات آنان در آيد . بلكه بايد از سرمايه هاي مادي و معنوي خويش در اين راه استفاده نمايند. به همين خاطر پاپ موضع خود را در قبال جنگ با عراق كاملاٌ مشخص ساخت زيرا او به خوبي به رقابت پروتستان ها در آمريكاي لاتين واقف است و حتي تمايل ندارد اقليت كاتوليك عراق را از دست بدهد.
زمانه عوض شده ، امتيازات كليساي كاتوليك كه قبلاٌ از آن بهره مند بوده ما را به دايره خطرناك ناسيونال – كاتوليك خواهد كشاند. امروزه مذاهب ملي وجود ندارد. اگر كليساي كاتوليك معتقد است كه اكثريت مردم كشور را كاتوليك ها تشكيل مي دهند ، پس بايد از اين موقعيت استفاده نمايد اما اين بهره مندي به معناي داشتن حقوق بيشتر و يا امتيازات فوق العاده نيست. اگر امروز اسپانيا به يكي از لائيك ترين و بي دين ترين كشورهاي جهان تبديل شده ، آيا بخشي از تقصير آن به گردن كليساي كاتوليك نيست ؟
 
سمانا سانتا يا هفته مقدس :
 مقدمه : برگرفته هاي آئيني و كردارهاي همگون :
در باور راستين مسيحيان و مسلمانان و حتي يهوديان ، تورات حاوي بشارتهائي به ظهور حضرت مسيح (ع) است. يهوديان از اين ميان هنوز اعتقاد دارند : (به كتاب «انتظار مسيحا در آئين يهود» نوشته جوليوس كرينستون ترجمه حسين توفيقي نشر قم مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب … مراجعه شود) ماشيح (مسيحا) در آخر الزمان ظهور خواهد كرد. مسلمانان علاوه بر بشارتهاي تورات به بشارتهاي انجيل نيز اشاره كرده و باور دارند كه آمدن حضرت محمد (ص) پيامبر اسلام در هر دو كتاب آمده و افزون بر آن در نسخه هاي نخست آن ها به اخباري نيز در شهادت نواده گراميش نيز تصريح شده است و به همين جهت عروج حضرت مسيح (ع) را مسيحيان همانند كرده ، شهادت تلقي كرده اند و از اين منظر به عزاداري براي آن حضرت پرداخته اند ، در اين ديدگاه هر آنچه به عزاداري حضرت مسيح (ع) باز مي گردد ، برگرفته از عزاداري براي امام حسين (ع) بوده كه از كتابهاي اديان ابراهيمي نشئت گرفته است. ( به كتاب ها و سايت السيد سامي البدري مراجعه شود) .
همچنين گفته اند در شكل گيري مراسم عزاداري كنوني در ايران ، ملا آقا دربندي متوفي 1285 هجري قمري كه اصالتاٌ از ناحيه دربند داغستان در كناره درياچه خزر بوده ، نقش داشته است. او معاصر ناصرالدين شاه قاجار (1264/1313 ه.ق) بود. احتمالاٌ ملا آقا دربندي در تماس با مسيحيان ارتدوكس منطقه و روسيه ، و ناصرالدين شاه در سفرهاي اروپايي عزاداري مسيحيان را براي شهادت حضرت مسيح (البته در ديدگاه مسيحيت ، و عروج آن حضرت در قرآن) الگو قرار مي دهند. تا رسم عزاداري شيعيان را براي سرور آزادگان حسين بن علي (عليهما آلاف التحيه و الثناء) رونق بخشد.
از آن زمان به بعد تحول عمده و در زمانهاي پس از آن تغييراتي در اين مراسم صورت مي گيرد. از عوامل آن مي توان ، عنايت مجدانه علماء به رعايت حدود شرع، بازگشت مهاجران ايراني در انتقال نحوه مراسم ، و حتماٌ پسند مردمان و تاثير عمده ايشان را كه خود بر گزار كننده مراسم عزاداري بوده اند، برشمرد.
پژوهش در اين باره به حوزه هاي علميه و مراكز دانشگاهي داخل كشور مربوط است. اما عنايت به متن زير از كتاب «اديان شرقي در امپراطوري روم» اثر فرانتس كامون از انتشارات سازمان سمت ( تهران 1377 ) اهميت ويژه به آنچه كه پس از اين خواهد آمد، مي بخشد:
... بنابراين طبيعي است كه اصول يهوديت، كه مسيحيت وارث آن است ، با آئينهاي راز آميز مهري آميخته باشد، بخش قابل ملاحظه اي از عقايد و بينش هاي كم و بيش ارتدوكسي و نظرياتي كه پابوس ديو و دوزخ را به قرون وسطي بخشيد ، به دو طريق از ايران وارد شد. يكي از آنها آثار يهودي ـ مسيحي بود. چه آثار شرعي و چه جعلي ، و طريق ديگر بقاياي آئينهاي مهري و فرقه هاي مختلف مانوي بود كه همواره اصول عقايد كهن ايران را در باره اين دو اصل جهاني القاء مي كرد.
بهرحال اين گزارش بجهت تقارن ايام عاشوراي حسيني با هفته پاك ( سمانا سانتا) 26 تا 30 مارس مصادف با 10 (عاشورا) تا 14 محرم الحرام( 5 تا 10 فروردين 1381 ) ، تهيه شده است. از چهل روز پيش از اين هفته (27 بهمن/16 فوريه) ، متدينان مسيحي روزه دار بوده (گوشت و آنچه از خون برآمده باشد، نمي خورند. « رجوع شود به قاموس كتاب مقدس - روزه - » ) در هفته مذكور ، تمامي شهر ، نشان از مراسم خاص دارد. كنار خيايان شاخه هاي نخل ، بوته هاي مقدس كه فقيران جامعه (عموماٌ اهـــالي آمريكاي لاتين) آنها را تهيه كرده و براي دريافت چند سكه آنرا هديه مي كنند، بچشم مي خورد.
كليساها در تكاپوي برگزاري مراسم ويژه اين هفته ، و چند روز آنچه را از پيش براي انجام مراسم تهيه كرده اند، در خيابانها و در صف علاقمندان و با شركت مستقيم گروههايي از عزاداران كه گاه با پاهاي برهنه و در رداهاي مخصوص اند ، با حمل كردن پيكره هاي عيسي مسيح ( ع) و مريم عذرا (س) مشاهده مي شوند.حتي در هنگام مغرب ، پس از انجام مراسمي كه با حركت توام بوده است در يكجا گرد مي آيند و كساني از بلندي براي آنان آوازهاي محزون در وصف حضرت مسيح و رنج آن حضرت سر مي دهند.
مقاله «سمانا سانتا» از دائره المعارف اسپاسا در پي خواهد آمد. پيش از مطالعه آن تذكر به چند نكته اهميت ويژه اين گزارش را روشن خواهد كرد:
1ـ انطباق برگرفته هاي عزاداري در ايران و آنچه در اروپا مي گذرد.
2ـ جلوه بقاياي آئينهاي ايراني كه پيش از اين بدان اشاره شد.
3ـ با آنكه باور عمومي ايرانيان بر آن است كه در غرب آثاري از ديانت ديده نمي شود مي تواند قابل ترديد جدي باشد.
4ـ همانند ايرانيان ، هر كس از متدينان به زادبوم خود در اين روزها براي شركت در مراسم مي رود و روشنفكران نيز آنرا بعنوان سنتي ديرپا و پديده اي كه زيبايي ويژه دارد مي نگرند و نمايشگاههايي از آثار تجسمي آن برپا مي دارند. روزنامه ها و راديوها و شبكه هاي تلويزيوني به گزارش هاي مراسم اهميت ويژه مي دهند. تلويزيونهاي اسپانيا ساعتها از شهرهاي مختلف گزارش مراسم گوناگون هر شهر را در چند نوبت پخش مي كنند.
5ـ تلاقي روزهاي عاشورا با عيد پاك يا هفته پاك، شايد دهها و يا چند صد سال يكبار اتفاق افتد، آنچه در فلسطين گذشت، و محكوميت كليسا به اتهام تجاوز و بي اثر ساختن معني خواهيهاي محدود آن ، در اعتراض به آنچه در كليساي مهد گذشت و يادآوري تاريخ عاشورا بوسيله برادران اهل سنت در سال جديد در دوران حملات سخت صهيونيستها به شهرها و اردوگاههاي فلسطينيان ، حوادث بسيار پيچيده و تامل برانگيز معنوي است. تامل راجع به همه موارد به خواننده گرامي واگذار مي شود و اجمالاٌ براي آشنايي بيشتر عين ترجمه مقاله ( كه تنها آنچه درباره اسپانيا بوده است ترجمه شده) در پي مي آيد.
هفته مقدس – عيد فصح (عيد پاك) :
اين مبحث را به سه بخش تقسيم مي كنيم :

 الف) آئين شعــائر .

ب) دين .

ج) انجام برخي مراسم خاص در اسپانيا.

الف- آئين شعائر
هفته مقدس هفته اي است كه قبل از روز يكشنبه فصح، عيد رستاخيز عيسي مسيح مي آيد. در كتب آئيني روم باستان به نام هفته بزرگ ، در عهد باستان در فرانسه به نام هفته رنج ، در آلمان هفته زاري و در نهايت يوناني ها آن را هفته بزرگ و مقدس ناميده اند.
چنين بنظر مي رسد كه از ديرباز يعني از زمان حواريون مسيح راز مصائب، مرگ و رستاخيز عيسي مسيح برگزار شده ، ولي اولين و مبرهن ترين شاهد، زني زائر اهل گاليسيا به نام اتريا ( Eteria ـ متوفي به سال 388 ب.م) بوده كه در گزارشي كه از زيارت خود در اماكن مقدس اورشليم به عمل آورده، جا به جا از مراسم و آئيني كه در كلسياها و خيابانهاي اورشليم و اطراف آن برگزار مي شده ياد كرده و مي گويد كه برخي از آن مراسم مانند عيد پاك به مراسمي كه در سرزمين خود او برگزار مي شود ، شباهت دارد. او خصوصاٌ به مراسم «يكشنبه نخل ها» و «پرستش صليب مقدس» كه از اورشليم به كليساها و آئين شعائر غرب اشاعه يافته اشاره كرده است.
ولي برقراري آداب خاص هفته مقدس از روايات Eteria نيز قديمي تر مي نمايد. آتاناسيوي قديس از شش روز مقدس و بزرگ قبل از روز يكشنبه فصح براي ما سخن مي گويد كه نمادي از خلقت جهان بوده و در آن مي بايست با حدت هر چه تمام تر روزه مي گرفت.
1ـ چرا كه بنا به روايت «عهد عتيق» در بخش كتاب آفرينش ، خداوند جهان را در شش روز آفريد و در روز هفتم دست از كار كشيد و هر آنچه را كه آفريده بود نيكو يافت. (م).
در شهر لئون در روز جمعه مقدس كشيشان از كليسا خارج نمي شدند و سراسر شب شنبه مقدس را بيدار و به انتظار رستاخيز عيسي مسيح مي نشستند.
فرائض خاص هفتم مقدس عبارتند از: دعايي مستمرتر و روزه و پرهيزي سخت تر. در ابتداي برقراري آئين هفته مقدس، روزه داري به قدري سخت شد كه برخي طي آن روزها هيچ چيز نمي خوردند و يا به اندك ميوه خشكي قناعت مي كردند. اين رسم تا به امروز بين يوناني ها و روس ها رايج بوده بطوريكه هفته مقدس را Yerno Fagia (هيچ خوري) ناميده اند.
يكي ديگر از رسومي كه در مغرب زمين و به مناسبت هفته مقدس رواج يافت، « رسم عفو» بوده است. بدان معنا كه در ابتداء، امپراطور كنستانتين (380 ب.م) حكمي صادر نمود كه توسط آن دادگاههاي عدالت طي روزهاي هفته مقدس تعطيل گرديده و به برخي از زندانيان عفو تعلق مي گرفت و اين رسم تا به امروز نيز در اسپانيا رايج مي باشد. در اسپانيا پادشاه در روز جمعه مقدس ديپلمي به فرد زنداني اعطاء كرده كه در آن چنين نوشته شده : « عيسي مسيح حكومت مي كند» . درخواست عفو براي زندانيان با چنين فرمولي خطاب به پادشاه همراه مي باشد: « عاليجناب، عدالت بشري اين زندانيان (فهرست اسامي آنان درج مي گردد) را به اشد مجازات يعني مرگ محكوم نموده است . آيا عاليجناب آنان را عفو مي كند؟ و پادشاه چنين پاسخ مي دهد: « خداوند مرا ببخشايد ، من ناچيز چگونه آنان را عفو كنم ؟».
تمام روزهاي اين هفته ، مقدس مي باشند: دوشنبه مقدس، سه شنبه مقدس، .... ولي سنت ، نكته خاصي در دوشنبه و سه شنبه نمي داند و عشاي رباني خاص مصائب مسيح در دو روز آخر برگزار مي گردد. جمعه مقدس تنها روز سال است كه در آن مراسم عشاي رباني برگزار نمي گردد.

ب ـ دين
كليسا از همان بدو ظهور خود، هفته مقدس را مقدس ترين هفته سال تلقي كرد و از هر مسيحي مؤ من اخلاص و همت هر چه تمامتر براي شركت در برگزاري اسرار اين هفته توسط كليسا شد.
اسامي ديگري نيز به هفته مقدس اطلاق شده از جمله هفته شب زنده داري ها، چرا كه در زمان Eusebio يكي از پدران كليسا ، مسيحيان تمام شب هاي اين هفته را به اجراي مراسمي خاص براي بزرگداشت مصائب عيسي مسيح ، خصوصاٌ آن شب بي رحم كه در آن عيسي متحمل رنج هائي آن چنان دهشتناك شد كه عرق خون به بدن او نشست، مي پرداختند. نيز آن را « هفته عفو» مي ناميدند، زيرا طي روزهاي اين هفته رحمت هاي عظيم خداوند به فرد نادم اعطاء و بدين ترتيب وي بار ديگر به اجتماع جهاني مؤمنين ملحق مي گرديد.
بدون شك اطلاق عنوان «هفته بزرگ» به هفته مقدس به آن دليل نبوده كه تعداد روزهاي آن بيش از ديگر هفته هاي سال و يا روزهاي آن بلند تر از ديگر روزها بوده است، بلكه دليل آن به انجام رساندن عظيم ترين راز دين مسيحيت توسط شخص عيسي مسيح مي باشد. از نقطه نظر مسيحيت در اين هفته عيسي مسيح انسان ها را از سلطه شيطان رها ساخته، بار گناه انسان ها را به دوش خود كشيده و « قرباني محراب» را در آن برقرار نموده است. عيسي مسيح در طي آن روزها ، حكم محكوميت عليه نوع بشر را فسخ كرد.
هفته مقدس همواره به عنوان هفته پشيماني و طلب مغفرت تلقي گشته است. از همان قرون اوليه ظهور مسيحيت ، روزه هايي كه در ايام اين هفته برگزار مي شد طولاني تر و با حدت تر از ديگر ايام سال بوده است. هيچ فرد مسيحي ، حتي با ايماني نه چندان قوي ، از فريضه سالم روزه داري سرپيچي نمي كرد و برخي حتي بيش از يك شبانه روز را بدون گذاردن لقمه اي در دهان سپري مي كردند.
روزه داري هاي بزرگ با شب زنده داري همراه مي شد و امروزه نيز عده كثيري از مؤ منين شب هاي پنجشنبه و جمعه مقدس را به دعا و روزه داري پرداخته و رنج و درد ناجي خود را گرامي مي دارند ، يعني شب قبل از مرگ پر از درد و رنج او را كه برقرار كننده مراسم عشاي رباني بوده است.
قبلاٌ گفته شد كه هفته مقدس همواره به عنوان « هفته عفو» تلقي گشته است و بهمين دليل بوده كه شاهان و قضات مسيحي به واسطه رحمتي كه خداوند توسط مرگ عيسي به انسانها اعطاء نموده ، گروه كثيري از زندانيان خصوصاٌ محكومين به مرگ را عفو نموده و آنان را از اين مرگ وحشتناك مي رهانند.
« يكشنبه نخل ها» :
يكي از با شكوه ترين مراسم سال براي مسيحيان معتقد مي باشد. كليسا از همان آغاز اعتقاد بر آن داشت كه مي بايست با اجراي مراسمي خاص ورود پيروزمندانه عيسي مسيح به اورشليم كه پنج روز قبل از مرگ او به وقوع پيوست را گرامي داشت و اين واقعه را سرشار از راز دانست. بهمين دليل به محض گرويدن امپراطورها به ايمان مسيحي ، اين جشن بنا نهاده شد. مراسم مذكور با نخل ها و شاخه هاي ترك يافته همراه با آن ، تنها نمادي از حالت روحي مومنين نبوده بلكه معرف تمام عيار ورود پيروزمندانه عيسي مسيح به اورشليم آسماني بوده است. اهميت اين جشن تا به آن حد بوده كه زاهدان تارك دنيا و راهباني كه در صومعه ها بسر مي بردند تنها بمنظور شركت در آن از خلوت خود خارج مي شده و پس از بازگشت به نيايشگاه خود، تمام هفته را به طلب مغفرت و تعمق در راز مصائب مسيح مي گذراندند.
مراسم يكشنبه نخل ها با فرياد شادي « جلال خداوند بر فرزند داود باد ، رحمت بر او باد كه به نام خداوند آمده است» آغاز مي گردد و به دنبال آن فرازي از كتاب عهد عتيق كه در آن دومين اسكان قوم بني اسرائيل پس از عبور از درياي سرخ نقل شده، قرائت مي گردد. سپس مراسم تبرك شاخه هاي نخل همراه با دعاي خاص خود صورت مي گيرد و از خداوند طلب مي كنند تا به اشخاصي كه با خلوص نيت و خاكساري هر چه تمام تر دست نياز به سوي او دراز كرده اند با لطف گوش فرا دهد و سخاوت خود بر انسانها را چندين برابر سازد و غيره. هنگامي كه كششيش تبرك شاخه ها را به انجام مي رساند از خداوند تقاضا مي كند تا به حاضرين در اين مراسم، همان معصوميت اشخاصي كه هنگام ورود عيسي مسيح به اورشليم شاخه هاي نخل را به زير پاهاي او گستراندند را اعطاء نموده و در ثواب آنان شريكشان سازد.
روزهاي هفته مقدس از قرار زير مي باشند:
دوشنبه مقدس :
در اين روز، همواره از كليسا آن بخش از انجيل كه ورود عيسي مسيح از بيت عنيا به اورشليم را نقل مي كند، قرائت مي گردد. بيت عنيا همان شهري بود كه عيسي در آن لازاروس (ايلعازر؟) را از مرگ برخيزاند و به جهان زندگان بازگرداند. مردم بيت عنيا با مشاهده آن معجزه خارق العاده همه خواهان پذيرايي از وي در منازل خود بودند، ولي عيسي در منزل ايلعازر توقف كرد. در آنجا مريم خواهر ايلعازر عطردان بسيار گرانبهاي خود را شكست و پاهاي عيسي را با آن عطر شست و با گيسوان خود خشك نمود. يهودا حواري خائن كه در آن لحظه حضور داشت به اين حركت اعتراض كرده و اظهار داشت كه بهتر مي بود تا آن عطردان گرانبها به فروش مي رسيد و مبلغ بدست آمده بين فقرا تقسيم مي گشت. ولي نيت واقعي يهودا تصاحب آن پول بود . عيسي مسيح كه از نيت واقعي يهودا و خلوص نيت آن زن مطلع بود، حركت مريم را ستود و اظهار داشت كه آن حركت همان تدهين وي قبل از خاكسپاريش به شمار مي رود و بدين ترتيب قريب الوقوع بودن مرگ خود را اطلاع مي دهد.
سه شنبه مقدس:
با نزديك شدن روزي كه در آن از نقطه نظر مسيحيت عمل عظيم نجات بشر، با مرگ ناجي نزديك مي شود، كليسا به تمامي مؤمنين يادآور مي شود كه به دوش كشيدن صليب خود، به معناي آن است كه بخشي از رنج هاي عيسي مسيح را با خود ببرند و از وي تبعيت نمايند.[1]
چهار انجيل نگار ناقل زندگي عيسي مسيح، وقايع اصلي آن را بين خود تقسيم نموده و از آن روايتي واحد فراهم آورده اند. ولي در آنچه كه مربوط به واقعه تصليب و ذكر مصائب وي بوده هر يك از آنان روايتي منفرد و كامل را نقل مي كند.
كليسا از سوي خود مي خواهد تا مؤمنين كوچكترين نكته در اين رابطه را از نظر نيفكنند، بنابراين در طي اين ايام مي خواهد تا تمامي چهار روايت مصائب مسيح قرائت گردد، بدين ترتيب روز يكشنبه نخل ها ، مصائب مسيح به نقل از متي ، سه شنبه به نقل از مرقس، چهارشنبه به نقل از لوقا و روز جمعه مقدس به نقل از يوحنا قرائت مي شود.
چهارشنبه مقدس:
در اين روز بوده كه سالخوردگان ، كاتبان ، فريسيان و قضات گرد آمدند تا تدابير لازم براي دستگيري و تسليم عيسي مسيح به مرگ را اتخاذ نمايند. بنابراين به غير از روز جمعه ، هيچ روزي از هفته مقدس به اندازه چهارشنبه اختصاص به ذكر مصائب مسيح نيافته است. در روز چهارشنبه بود كه حكم ناجي بشريت صادر و روز جمعه به اجرا در آمد.
پولس حواري نيز به مؤمنين نشان مي دهد كه چه جلال و حشمتي در تحمل خفت و رنج به نام عيسي وجود دارد.
پنج شنبه مقدس:
اين روز به دليل رازهاي عظم به يادآورنده مصائب مسيح، از مقدس ترين روزها براي كليسا به شمار مي رود، بهمين دليل يوناني ها و بطور كلي كليساي شرقي به آن لقب «روز رموز» داده اند. اين همان روزي است كه در آن مراسم عشاي رباني و يا قرباني مقدس بنيان گذارده شد. بنابراين ريشه Corpus Cristi (جسم مسيح) از اينجاست.
يكي از مهم ترين مراسم در روز پنجشنبه مقدس ، شستن پاهاست. مسيحيان اوليه شستن پاهاي مهمانان را وظيفه ايماني خود مي دانستند. اين عمل امروزه نيز در ديرها و صومعه ها انجام مي پذيرد. شخص پاپ نيز به نيابت از سوي عيسي مسيح كه در اين روز پاهاي حواريون خود را شست، پاهاي 12 تن كشيش را شسته و به آنان صدقه اي اندك و نمادين مي دهد.
جمعه مقدس :
اين روز به دليل راز عظيم نجات بشريت ـ ه از نقطه نظر مسيحيان در آن نهفته است ـ مهم ترين و مقدس ترين روز سال براي آنان به شمار مي رود. براي مسيحيان اين روز، روز رحمت و بخشايش خداوندست چرا كه در آن ناجي بزرگ با عشقي عظيم و غيرقابل درك به تمامي مخلوقات خواست تا بي رحمانه ترين رنج ها را بر رو.ي صليب متحمل گردد و با خون خود گناه انسانها را بشويد و زخم آنان را شفا دهد. او خواست تا با حكم محكوميت خود به انسانها اصل حياتشان را بنماياند.
از همان زمان حواريون مسيح ، در روز جمعه مراسم عشاي رباني برگزار نمي گردد. عزاي بزرگ كليسا بخاطر مرگ مسيح اجازه نمي دهد كه جسم مقدس او در اين روز عرضه گردد.
بنا به تصميم اتخاذ شده در شوراي دوم تولدو (شهر Toledo ) به سال 633 ب.م، به نشانه غم عظيم و عزايي كه كليسا را در خود فرو برده بود درب هاي تمامي كليساها در سراسر اسپانيا در روز جمعه مقدس بسته مي ماند، ولي امروزه اين عمل ديگر صورت نمي گيرد.
ديگر عمل مهمي كه در اين روز صورت مي گيرد ، پرستش صليب مي باشد.
شنبه مقدس :
اين روز تداوم عزاداري براي مرگ عيسي مسيح و به خاكسپاري اوست. كليسا در اين روز هنوز در عزا بسر مي برد و در مرگ عيسي اشك مي ريزد. از نظر كليسا تحمل شنبه مقدس بزرگداشت راز دوگانه فرود روح عيسي مسيح به جهنم (براي بخشودن گناه آناني كه قبل از وي جان سپردند) و آسودن جسم او در مقبره اش مي باشد.

با ملاحظه اجراي مراسم روحاني خاص اين روز خصوصاٌ غسل تعميد، مي توان گفت كه شنبه مقدس روز جشن بزرگي است كه در آن مي توان در مورد راز تولد روحاني نوع بشر از نقطه نظر مسيحي به تعمق پرداخت و بهمين دليل است كه اين عيد نام Pascua (عيد نجات) را به خود گرفته كه همان گذر از مصر به سرزمين موعود و گذر از بردگي و رسيدن به درجه فرزندان خداوند مي باشد.

ج - برخي از مراسم خاص در شهرهاي اسپانيا:
برگزاري هفته مقدس در مادريد، از شكوه بيشتري نسبت به ديگر شهرهاي اسپانيا برخوردار است. به همين مناسبت ، مؤمنين به كليساي «عيسي ناصري» شتافته و در آنجا شمايلي از عيسي مسيح را ستايش مي نمايند. و در ضمن ستايش آن ، با خلوص هر چه تمامتر سه آرزوي قلبي خود را بيان كرده و معتقدند كه حداقل يكي از آنان برآورده خواهد شد.
شمايل مذكور اثر هنري زيبايي است كه جواهرات و پارچه هاي گرانبها به آن متصل مي باشد. معلوم نيست اصل آن از كجا و اثر كدام هنرمند بوده است. اولين اخبار مربوط اين اثر به قرن هفدهم ميلادي باز مي گردد، زماني كه شمايل مذكور در مسجد ميدان و قلعه مامورا (Mamora ) ، نزديك به تانجر آويخته بوده ، كه سپس همان مسجد توسط سپاهيان لوئي فاخاردو [2] تبديل به كليسا شد. اين ميدان كه متعاقباٌ نام قديس ميگل اولتراما را بخود گرفت، تا سال 1681 متعلق به اسپانيا بود. زماني كه همان شمايل به دست مسلمانان افتاد، ايشان براي استردادش به مسيحيان خواستار آن شدند تا هم وزن آن طلا پرداخت شود. مسيحيان تعدادي اندك سكه طلا روي بشقاب ترازو انداختند، شمايل گويي وزني نداشت چرا كه وزن آن تعداد كم سكه بر وزن آن اثر هنري غالب آمد. مسلمانان كه انتظار كسب مبلغ كلاني را داشتند شمايل مزبور را به داخل آتش پرتاب كردند ولي اثر ، بدون كوچكترين آسيبي از گزند آتش در امان ماند و سپس در سال 1682 آن را به مسيحيان تسليم نمودند.
در برخي از دهكده هاي آراگون (Aragón ) از ديرباز رسم نواختن طبل بوده كه از ساعت 12 شب پنجشنبه آغاز و تا صبح روز شنبه مقدس ادامه مي يابد. ساكنين دهكده هاي مزبور تلاش بر آن دارند تا بهتر بنوازند و نواي طبل قوي تر و مداوم باشد. شهرداري توسط اعلاميه اي كه از قبل به چاپ رسيده تقاضا مي كند تا نظم و خلوص سنت حفظ گردد. تا قبل از ساعت 12 شب هيچ طبلي نواخته نمي گردد. سپس در ساعت 12 تمامي ساكنين ملبس به رداها و لباس هاي سياه به نشانه طلب مغفرت و پشيماني و با طبل هاي در دست، در خيابان ها و اطراف كليسا گرد مي آيند. بدون لباس سياه نمي توان به نواختن طبل ها پرداخت. سپس با شليك ترقه اي از سوي مقام مربوطه و نواختن اولين زنگ ناقوس ، مراسم آغاز مي گردد. عزاداران بطور مستقل يا گروهي خيابانها و ميادين را مي پيمايند و بدون توقف طبل هاي خود را مي نوازند و اين عمل گاه با چنان شوري همراه بوده كه از خلال دستكش هايشان قطرات خون به بيرون مي ريزد.
آغاز مراسم عزاداري در حقيقت نوعي اعلام عمومي « دفن عيسي» مي باشد. هر ساله بين 400 تا 600 طبل در اين مراسم نواخته مي گردد. عزاداران در دو صف به پيش مي روند كه گاهي بسيار طولاني مي گردد و به دنبال آنان عزاداري ديگر با صليبي بزرگ در دست و كشيشي پيش مي روند. در لحظه اي خاص طبل نوازان از نواختن دست مي كشند. در همين هنگام ، كشيش به نام مادر غمگين رنج ها، حضار عزادار را به شركت در «دفن» فرزند او دعوت مي كند. نواختن طبل ها تا روز يكشنبه كه روز جلال و رستاخيز خداوند است ادامه مي يابد.
رسوم رايج در آراگون كاملاٌ منحصر به فرد مي باشد. افراد از تمامي طبقات اجتماعي تلاش بر آن دارند تا با بهترين طبل و بهترين لباس در آن شركت جويند.
در بارسلون و رئوس Reus (كاتالونيا) رسم بر آن است كه عزاداري با برگزاري «راه صليب» انجام پذيرد. اين مراسم در سحرگاه جمعه مقدس به وقوع مي پيوندد كه در آن «14 ايستگاه‌» [3] اجرا مي گردد. اجراي مراسم مذكور با گرداندن صليب و مصلوبي قديمي كه از ارج و قربي بسيار در بين مردم برخوردار است همراه مي باشد.
در برخي از دهكده هاي كاتالونيا مثلاٌ به مناسبت رستاخيز عيسي مسيح مراسمي ويژه برگزار مي گردد، كه طي آن صحنه هايي به نشانه رستاخيز عيسي و مادر دردمندش به اجراء در مي آيد. در طي مراسم مذكور دو گروه عزادار كه هر يك معرف يكي از رازهاي صليب است ، خياباني متضاد با ديگري را در پيش گرفته و هر دو گروه بسوي ميدان بزرگ به حركت در مي آيند، و هنگامي كه به كودكي كه نمادي از فرشته بوده برخورد مي كنند، در برابر شمايلي از حضرت مريم سرود «رستاخيز» را سر مي دهند، و مادر دردمند عيسي لباس سياه عزايش را با لباس آب رنگ شادي تعويض نموده و ناقوس ها به همراه آواي دسته جمعي Alleluia (درود بر تو اي مريم) شروع به نواختن مي كنند.
يكي از مراسم بسيار مهمي كه در روز جمعه مقدس به اجراء در مي آيد نواختن قطعه «هفت كلام» مي باشد. ريشه اين رسم در شهر ليما پايتخت پرو و مؤسس آن كشيشي ژزوئيت بنام آلونسو ماريا بوده كه قطعاتي به الهام از هفت كلمه اي كه عيسي مسيح ميخكوب بر روي صليب ادا نمود را تدوين كرد.
اين رسم از ليما به ديگر شهرهاي پرو و سپس به شيلي، پاناما، مكزيك و غيره نيز سرايت نمود و سپس به اسپانيا رسيد و در آغاز در شهرهاي كاديس و سويل به اجرا در آمد. هايدن موسيقي دان شهير كه در آن زمان (قرن هجدهم) در كاديس بسر مي برد از شكوه اين مراسم منقلب گرديد و وعده تنظيم قطعه اي براي آن داد كه با تدوين قطعه جهاني « هفت كلام» به سال 1785 ، به وعده خود وفا نمود.
بنابراين يكي از مهم ترين لحظاتي كه در طي هفته مقدس به نمايش در مي آيد، صحنه هاي مجسم كننده رنج و درد عيسي مسيح مي باشد. از مهم ترين مراسم عزاداري در سراسر اسپانيا مي توان از مراسم هفته مقدس خصوصاٌ روز يكشنبه نخل ها ، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه مقدس در شهر سويل نام برد. اهميت آن تنها بخاطر جمعيت كثيري كه در آن خضوص مي يابند ، نيست، بلكه بخاطر غناي صحنه ها و يا اسرار صليب بوده كه در آن به نمايش در مي آيد. در ضمن عزاداري هائي كه در شهرهاي تولدو، سالامانكا، بورگوس، بارسلون، رئوس، مورسيا ، گرانادا، كوردوبا، لئون و پالنسيا برگزار مي گردد نيز از اهميت بسياري برخوردارند.

هيئت هاي برگزار كننده عزاداري:
يكي از مشهورترين هيئت هاي برگزار كننده عزاداري در شهر سويل ، هيئت «سكوت» مي باشد. اين هيئت اولين در نوع خود بوده كه در شهر سويل، تاسيس شده است. اعضاء آن رداهاي بلند و سياه رنگ به تن داشته و كلاه هاي بلند مخروطي شكل به سر مي گذارند، سينه و سرشانه خود را برهنه مي كنند كه با ضربات سخت شلاق هايي كه بر خود وارد مي آورند ، از آن خون جاري مي گردد.
هيئت مذكور از آن جهت نام «سكوت» بخود گرفته ، زيرا بنا به قوانين آن، نمي توان با عزاداران از لحظه اي كه از منزل خارج مي شوند(ملبس به رداهاي سياه و كلاه هاي مخروطي خود) ، تا زمان اتمام مراسم عزاداري و بازگشت به منازل خود ، صحبت كرد. بنابراين اصل حفظ «سكوت» بارزترين ويژگي اين هيئت مي باشد. اصل سكوت از سوي آنان چنان با جديت حفظ و ادامه مي يابدكه نمي توان با عزاداران حتي بمنظور شكايت از بابت بي نظمي در مراسم يا اداي دستوري و يا هر منظور ديگر، كلمه اي بر زبان آورد. برخي اشخاص بمنظور شوخي به اين عزاداران نزديك شده و سخناني نامربوط و ناخوشايند به منظور تحريك ايشان به صحبت به زبان مي آورند و حتي برخي كار را به آنجا مي رسانند كه با سيخ هايي به پهلوي آنان نيش وارد مي كنند. عزاداران در سكوت براي گناهان خود و ديگران طلب مغفرت مي نمايند.
يكي از نكاتي كه هيئت هاي عزاداري بسيار به آن مفتخرند ، تزئينات گلي است كه با آن مجسمه حضرت مريم را مي آرايند. تزئينات مزبور شكوفه هاي ليمو، پرتغال و بهار نارنج بوده كه نمادي از طهارت و پاكي حضرت مريم مي باشند.
ديگر هيئت عزاداري در شهر سويل معروف به تريانا (Triana ) است در حين اجراي مراسم عزاداري رسم بر آن دارد تا مجسمه حضرت مريم آراسته به گل را در برابر زندان شهر متوقف ساخته و در ميان صداي نواختن طبل ها، درب داخلي زندان را باز مي كنند تا زندانيان بتوانند از وراي نرده ها مجسمه مريم را مشاهده نمايند. آن لحظه از شدت احساسات قابل بيان نيست، چرا كه مي توان زندانيان را مشاهده كرد كه چطور با چشماني نگران و دردمند به مجسمه مريم مي نگرند، برخي مي گريند ، برخي التماس مي كنند و گروهي آوايي حزن انگيز سر مي دهند. مردمي كه در اطراف به تماشا مي ايستند نيز با مشاهده زندانيان نگون بخت منقلب شده و بهمراه آنان اشك مي ريزند.
يكي از مراسم مقدماتي براي پيشواز هفته مقدس در شهر سويل « نمايش پرچم» مي باشد. مفهوم مراسم مذكور اين است كه كليسا فرزندان خود را در از زماني كه سرور خود را از دست داده و « يتيم» شده اند تا روز رستاخيز او ، به زير پرچم خود گرد مي آورد.
روي پرچم مذكور كه توسط فرد كشيش به اهتزاز در مي آيد، صليبي سرخ رنگ به نشانه خون عيسي نقش بسته و به مفهوم حفظ و حراستي است كه خداوند از بنده گناهكار بعمل مي آورد، حفاظتي كه توسط مرگ و رستاخيز عيسي مسيح به انسان ها پيشكش شده است. عمل اهتزاز پرچم حدود 12 دقيقه به طول مي انجامد.
در شهر كوئنكا نيز هفته مقدس از ويژگي هاي خاص خود برخوردار مي باشد. يكي از بارزترين آن، رفتار عزاداران طي روزهاي اين هفته مي باشد كه به مدت دو روز نمي انديشد، كلامي بر زبان نمي آورد و با دنياي خارج كاري ندارد.
حال و هواي عرفاني كه در تعاقب نفي هرگونه جلوه اي از « وجود داشتن» از مؤمنين و در طي اين روزها پديد مي آيد نيز موجب برقراري حس نظم و جديت در مراسم مي گردد. شور و حرارت مردم كوئنكا براي اين مراسم باعث شده تا هر ساله تغييراتي در صحنه هــــايي كه به منظور نمايش مصـــائب عيسي مسيح ترتيب داده مي شود، وارد آيد.

[1] كليسا اعتقاد دارد كه سلامت ، حيات و رستاخيز در صليب نهفته است.[2] Luis Fajardo .
[3] چهارده ايستگاه (راه صليب) : شامل چهارده صحنه اصلي است كه مصائب و آلام عيسي مسيح را مجسم مي نمايد. اين چهارده صحنه عبارتند از: 1ـ حكم مرگ عيسي 2ـ نهادن صليب بر دوش عيسي 3ـ بر زمين افتادن عيسي بخاطر سنگيني صليب براي اولين بار 4ـ ملاقات عيسي با مادرش هنگام بردن صليب 5ـ شمعون به عيسي در بردن صليب كمك مي كند 6ـ زني به عيسي رحم آورده و چهره او را با دستمالش خشك مي كند 7ـ بر زمين افتادن عيسي براي دومين بار 8ـ عيسي فرزندان اورشليم را تسلي مي دهد 9ـ برزمين افتادن عيسي براي سومين بار 10ـ لباس هاي عيسي را از تنش خارج مي سازند 11ـ عيسي را بر صليب ميخكوب مي سازند 12ـ مرگ عيسي بر روي صليب 13ـ جسد عيسي را به مادرش تحويل مي دهند.  

منابع :
انجمن هاي متعلق به كليساي كاتوليك :(2)
بر اساس گزارشي كه از سوي دانشگاه مذهبي COMILLAS اسپانيا انجام گرفته است نزديك به 5/1 ميليون نفر در اسپانيا در انجمن هاي كاتوليكي و كليسائي عضويت دارند.
8/21 درصد از اعضاي اين انجمن ها را افراد بالاتر از 60 سال تشكيل مي دهند. 7/29 درصد را افراد بين 35 تا 60 ساله، 2/189 درصد را افراد بين 25 تا 35 ساله، 2/11 درصد را جوانان 20 تا 25 ساله، 7/7 درصد را نوجوانان 15 تا 20 ساله و 4/9 درصد را نوجوانان زير پانزده سال تشكيل مي دهند.
فرقه هاي مذهبي در اسپانيا :(3)
گزارش كميسيون روابط مذهبي كنفرانس اسقفي اسپانيا ، دراين كشور حداقل 55 فرقه مذهبي فعاليت مي كنند كه در بين آنها فرقه هاي شيطان پرستان نيز وجود دارند.اين گزارش از اطلاعاتي كه در 18 قلمرو اسقفي در اسپانيا تهيه شده ، جمع آوري شده است. اسقف هاي 14 بخش از مناطق فوق اعلام كرده اند كه در حوزه كاري آنها حضور فرقه هاي مذهبي متعددي آشكار شده است . اما در 4 منطقه ديگر فعاليتي از اين فرقه ها ملاحظه نشده است.
چهارده منطقه مذكور عبارتند از: آلكالا دِ انارس، بورگوس، سيوداد رئال، لئون، لوگو، مالاگا، آليكانته، اوريئولا، اويدو، سانتاندر، سويا، تروئل و ساراگوسا.
دراسپانيا 68 قلمرو اسقفي وجود دارد كه گزارش مذكورتمام اين مناطق را پوشش نداده و به همين دليل تعداد اين نوع فرقه ها بايد بيشتر از اين باشد.
(1) ال پائيس/25 ژوئن 2003 . (2) آب ث مورخ 27 آوريل 2002 . (3) ال موندو 6 ژانويه 2002 . * منبع :
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پرچم مقدس ایران

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سازمان فرهنگ و ارتباطات

شورای عالی ایرانیان خارج از کشور

امور فرهنگی ایرانیان خارج از کشور

مجله دنیای ایرانی

گسترش زبان فارسی

آموزش زبان فارسی ویژه کودکان

سايت آموزش زبان فارسي

شبکه جهانی جام جم

شبکه بین المللی تلویزیونی آی فیلم

رادیو ایران

میراث فرهنگی ایران

پیک دوستی
نظرسنجی
این وب سایت در اطلاع رسانی برنامه های رایزنی چه اندلزه مفید است؟

خیلی زیاد
زیاد
کم

آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 3703
بازدید امروز : 862
بازدید این صفحه : 1901134
بازدیدکنندگان آنلاين : 4
زمان بازدید : 1.0781