يکشنبه ٠٦ فروردين ١٣٩٦

  

 
ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|نقشه سايت|Español
عنوان
ایران
نقش رستم
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   
شیخ اشراق و شیخ اکبر
محمد باقر کریمیان
رایزن فرهنگی ج .ا .ایران مادرید
 
همانگونه که در مقاله « چگونگی شکل گیری مکتب ابن عربی ( اکبری) و تداوم آن در ایران » کوشش کردم تا پیوند ، اندیشه فلسفی عرفانی دوره اسلامی اسپانیا را به سرزمین های شرقی جهان اسلام به ویژه ایران از یک سو و اندیشه فلسفی ایران را به اسپانیا ی آن دوره نمایان کنم و سیرفهرست وار تاریخی آن را با نگاهی به برابری های تاریخی هر دو سرزمین باز نمایم ، در این مقاله تلاش خواهم کرد که پیوندها و اشتراکات دو چهره بسیار مشهور تفکر فلسفی عرفانی :

شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی ملقب به شیخ اشراق 549-587/1154-1190و محیی الدین محمد بن علی بن محمد بن العربی ملقب به شیخ اکبر 560-638/1125-1198 یکی از ایران و دیگری از اسپانیا را باز گو کنم ، اهمیت شناخت افکار هر دو بزرگ در آن است که با بهره گیری از فلسفه مشاء پیش از خود و نو آوریهایی که داشته اند ، تداوم تفکر فلسفی در جهان اسلام به ویژه در نشو و نمای فلسفه کنونی تاله در ایران را تضمین نما یند. شناخت هر دو چهره در غرب و تا حدودی در شرق مدیون پژوهشهای عمیق استاد هانری کربن فرانسوی 1903-1978 و استاد میگل آسین پالاسیوس اسپانیائی 1871-1944 است. امیدوارم که سا ل آینده بتوانیم بزرگداشتی در خور توجه با همکاری مراکز علمی از استاد آسین پالاسیوس به عمل آوریم و با چنین گرامی داشتهائی از جایگاه کسانی که در این روزگاران با سطحی نگری ژورنالیستی و ساده انگاریها و تهمت هائی که می زنند ، دل ها را از هم دور میکنند ، به پژوهشگرانی احترام گذاریم که با زحمات طاقت فرسای خود ادب داد و ستدهای دوستانه ، فرهنگی و علمی را به ما آموخته و می آموزند.

به درستی در پژوهش های عام و منتشره در اسپانیا تشیع را همزاد با اسلام و همراه با تفکرفلسفی و عرفانی دانسته اند ، حکایت این نگرش از دیدگاه تاریخی سر گذشتی طولانی دارد ، تا در قرنهای چهارم و پنجم هجری/ ده و یازده میلادی ، اندیشه مشائی ابن سینای ایرانی شیعه 370-428/980-1037 در دو قرن مذکور به اوج خود رسید و عصر زرین فلسفه مشائی نام گرفت ، شاخه علم کلام معتزلی نیز تا آن تاریخ رواج بیشتری داشت و با فلسفه مشاء بر اساس گرایشهای عقلی همراه بود.

با بر کنار شدن امرای آل بویه و امرای با گرایش شیعی در سرزمین های اسلامی و آمدن سلجوقیان اهل سنت و دیگران از مذهب به حکومت ها و حمایت هائی که از شاخه اشعری علم کلام شد ، فلسفه مشائی رو به انحطاط گذاشت و با ابو حامد محمد غزالی 450-550/1059-1111 که گرایشی صوفیانه داشت ضرباتی به اندیشه مشائی در سرزمینهای شرقی اسلام وارد آمد.در سرزمین های غربی این حمله ها کار ساز نبود و با آموزش و ترویج اندیشمندانی همچون ابن باجه سرقسطه (مرگ 529 یا 533/1134 یا 1138 ) ابو بکر محمد ابن عبد الملک ابن طفیل (مرگ 580/1185) و ابو الولید محمد ابن احمد ابن محمد ابن رشد 520-595/1125-1198 فلسفه مشاء رونق داشت ، افزون بر آن ابن رشد با کتاب تهافت التهافت به کتاب غزالی به عنوان تهافت الفلاسفه پاسخ داد و خود موجب گسترش فلسفه مشائی در غرب شد ، فلسفه کنونی غرب در نهایت مدیون اندیشه های مشائی ابن رشد لاتینی اندلسی و ریشه های شرقی و غربی آن است .

همچنان که در مقاطعی تاریخی مسیر فلسفه شرقی و فلسفه غربی در چند قرن به هم نزدیک ، و وجهه اسلامی گرفت ، و پس از آن هر کدام مسیری را جداگانه آغاز کردند ، جریان عمومی فلسفه در اسلام پس از دوره ای طولانی ، با تحولاتی مواجه شد ، فلسفه در شاخه اهل سنت جوامع اسلامی جای خود را به کلام اشعری و تصوف داد و در شاخه تشیع ، مکتب سهروردی از یک طرف با فلسفه ابن سینا و از طرف دیگر با نظریات عرفانی ابن عربی ( اکبری ) در هم آمیخت و مجموعه آن به قالب تشیع ریخته شد ، و در واقع صورت برزخی میان فلسفه و عرفان خالص پیدا کرد . کانون این مجموعه که به نام فلسفه صدرائی یا تاله خوانده می شود ، تا کنون در ایران گرم و برای چندین قرن حتی در میان اهل سنت هند و پاکستان رواج داشت ، همکار و دوست دانشمندم آقای اکبر ثبوت در کتاب " صدرای شیرازی در هند " به خوبی و با دقت تاریخ ، نام مدارس ،استادان و نام کتاب ها را در اثر فوق ضبط کرده است ، اند یشمندان دیگری نیز بازتابهای تداوم فلسفه اشراقی اکبری ایرانی را در حکمت تآله در اروپا و همچنین توضیح و توجیه آنرا پی گرفثه اند ،اشاره به همه آنها جایی در این مقاله ندارد آخرین آن را با عنوان اخیرا دوست جوان اسپانیایی آ قای دکتر کارلوس سگوبیا نگاشته است ، امید وارم هرچه زود تر چاپ و منتشر شود .

اشتراکات سهروردی و ابن عربی هر دو اندیشمند بزرگ ایران و اسپانیا در فلسفه متقدم بر اسلام ، مشترکا از مکتب هرمسی اسکندرانی ، منابع یونانی ، رواقی ، فیلونی و مکتبهای فیثاغورثی ، افلاطونی و نو افلاطونی بهره گرفته اند و از هر کدام به مناسبت طرح آراء ایشان نام برده یا جا به جا مطالبی نقل ، تاییدو یا تکمیل کرده اند.سهروردی در این میان به جز یاد آوری بهره گیری از منابع یونانی و مدیترانه ای فوق الذکر به حکمت ایرانیان قدیم توجه کرده و دین زردشت را به روایت یگانه پرستی آن و عنایت به مباحث فرشته شناسی و نور ، مد نظر داشته است.

در فلسفه پس از اسلام بدون شک هر دو بزرگ مرد با آثار ابونصر فارابی 259-339/872-950 (خاصا شیخ اکبر که نام مهمترین کتاب تعلیمی خود را از نام کتاب او فصوص گرفته است اگرچنین انتسابی قطعی باشد ) و ابوریحان بیرونی 362-431/973-1030 ؛ ابن مسکویه (مرگ- 421/1030 ؛ ابو علی حسین ابن عبدالله ابن سینا 370-428/980-1037 ؛ محمد بن یوسف کاتب خوارزمی (مرگ387/997 ) آشنا بوده اند. البته سرعت نقل و انتقال اطلاعات و کتاب از شگفتی های اندلس نشینان آن دوره بوده است که داستان معروف رسیدن اولین نسخه کتب الاغانی ابو الفرج اصفهانی به اندلس پیش از استنساخ آن در بغداد از این نمونه است .

کتابهای ابن سینا در آن دوران بسیار شایع و مرجع کتاب های گوناگون و از نمونه کتاب های آموزشی بود ، دو چهره بزرگ این مقاله به آن ها مراجعه و مطالبی از آن ها نقل کرده و به بعضی از آراء او و پیروا ن اش باور داشته اند و البته ردیه ها و تکمله هائی نیز به آثار و آراءاو داشته اند ، از میان این دو چهره ایرانی و اسپانیائی مورد نظر ، سبک و سیاق کارهای سهروردی از آن جهت که به مطالب نظری و فلسفی توجه بیشتری داشته به آثار شیخ الرئیس بوعلی سینا نزدیک تر است .سهروردی همانند او برای دستگاه اشراقی فلسفه خویش به منطق روی آورده است و ابن عربی هر چند جسته گریخته به برخی از مطالب اشاره میکند اما به هیچ وجه کتاب یا بحثی مستقل را در باب منطق اندیشه اش به سبک ابن سینا و شیخ اشراق نه گشوده است.

اما تاثیر فیلسوفانی دیگر به جز ابن سینا ، بر دو شخصیت مطرح در این مقاله ، با یاد آوری تصریحاتی که هر دو در کتابهای گسترده خود به اشاره و یا نص آورده اند به همین نکته بسنده می کنیم که این نیز از زمره پژوهشهائی است که آن را باید در نوشته های دیگری جستجو کرد . اجمالا در اینجا تاثیر فوق العاده بو علی سینا را بر هر دو شخصیت تاکید می کنم تا در ادامه بحث از مباحث وجود شناسی و نظام سینائی مراتب وجود ، در هر چهار کتاب مذکور که محدوده این مقاله خواهد بود ، یاد کنم . مقایسه شیخ اشراق و اکبر از نظر تعداد تالیفات که به اولی حدود پنجاه کتاب و به دومی حدود چهارصد کتاب نسبت داده شده و بدون تردید هر دو از پر کار ترین نویسندگان هستند ، با توجه به شهادت شیخ اشراق در زندان حلب به دستور صلاح الدین ایوبی ، کاری بی نتیجه است شاید اگر زنده می بود وضع به گونه ای دیگر می شد ، شاید خبر شهادت او و اهمیت موضوع ابن عربی را از اندلس به شرق و نهایتا به سوریه کشانده باشد.

پیش از این ، افرادی همچون هنری کربین لزوم پژوهش درباره تاثیر حکمت اشراق بر خواجه نصیر طوسی ، ابن عربی ( شیخ اکبر) ، و شارحان شیعی و ایرانی شیخ اکبر را یاد آوری کرده اند ، اینجانب با محدودیت های کتابخانه ای که در اینجا با آن مواجه ام و آثار جدید پژوهشهای ایرانی را دیرتر خبر می شوم اثری را در این مورد نمی شناسم ، از این رو به آثار مستقلی که برای هر کدام از شیخ اشراق و شیخ اکبر نوشته شده و همچنین به کتابهای در اختیار از هر دو که آثار شایع آنان است راجعه می کنم و در نهایت بر دو اثر آموزشی حکمة الاشراق و فصوص الحکم که هر کدام بیشترین شرحها را در کتابهائی از این دست به خود اختصاص داده اند و دو کتاب دیگر هیا کل النور و مواقع النجوم که ارزیابی آنها را به ادامه بحث وا می گذارم ، توجه شما را معطوف می دارم .

پیشینیان عرفا ، صوفیان مسلمان هر دو شخصیت سهروردی و اکبری مشترک اند از آن شمارند : ابو سعید ابو الخیر ، حلاج244-309/ حکیم ترمذی بایزید بسطامی ابو حامد محمد غزالی ذو انون مصری عین القضات همدانی شیخ اشراق و شیخ اکبر هر کدام به مناسبت هائی نام و یا مطالبی از آنان را به نص یا مستفاد از عباراتشان در کتاب ها یشان آورده اند و بیش از همه از حلاج و به ویژه ابو حامد محمد غزالی تاثیر گرفته اند . نشان دادن مواردی این چنین در مقاله های پژوهشی و برخی از کتاب های محققانه ای که تا کنون منتشر شده ، آمده است. و به همین روال آثار صوفیان و اندیشمندان اندلسی که خاصا در نوشته های شیخ اکبر آمده ، یاد آوری شده است.

از دیگر مشترکات شیخ اشراق و شیخ اکبر ، پر سفر بودن هر دو و نهایتا اقامت در سوریه ،حلب و دمشق و دوستی با الملک الظاهر ابو منصور غازی 568-613/.....-...... است.او به مدت ، 31 سال حاکم حلب بوده و فرزند صلاح الدین ایوبی است ، دفاع این حاکم از سهروردی مانع از اجرای حکم صلاح الدین ایوبی مبنی بر قتل شیخ اشراق نشد ، هر چند همو (حاکم حلب) توانست از همین تجربه ،بهره گرفته و به حمایت از شیخ اکبر در مقابل متعصبان برخیزد و نهایتا وصی او شود.شیخ اکبر و شیخ اشراق را نیز می توان ادیبان و شاعران معاصر به شمار آورد ، هر دو شخصیت ، توانائی های بر جسته خود را در نگارش آراء نظری و پیچیده خویش داشته اند به گونه ای که اگر مقایسه بین این دو و فلاسفه ای که نتوانسته اند به کفایت دیدگاهایشان را توضیح دهند و آن را برای نسل های پس از خود به جای گذارند صورت گیرد میزان توفیق هر دو و ناگامی دیگران روشن خواهد شد ، البته به هیچ وجه نباید انبوهی نوشته هایشیخ اکبر را در نثر و خاصا در شعر که اشعار اورا عثمان یحیی حدود بیست مجلد کتاب گمانه می زد با شیخ اشراق که به دلیل شهادت در 37 سالگی بسیار کمتر نوشته ، مقایسه کرد.اما نسبت نثر و شعر آنان را نسبت به آثار صوفیانه پیش و پس از این زمانه ، در نگاهی اجمالی و غیرتخصصی ادبی می توان از زمره آثار پیچیده تر و نظری یا دقیق برشمرد که کمتر، از آثارمشابه از انبعاث یا انگیزش های احساسی بهره برده اند ، به عبارت دیگر شعر آنان نیز نه به قصد شاعری بلکه با نیت القاء مطلب سروده شده است .

اشتراک دیگر دو شخصیت ایرانی و اسپانیایی ورود قدرتمندانه آنان در مبحث وجود و عالم ملکوت یا مثال است ، هر دو برای وصول به مباحث آن از تجارب معنوی و الهام ها یا القائات الهی به تصریح خودشان بهره برده اند. برای ورود به این بحث مقدمه ای کوتاه را که مبتنی برمروری بسیار سریع به سه دین ابراهیمی و کتابهای مقدس است در زیر می آورم :

همانگونه که میدانید در نگاه حکمای اسلامی پیامبران هدفی واحد در ارائه ادیان و شرایع داشته و تفرقه ای میان آنان نیست و تمامی پیامها انطباق با هم دارند ، در هر دوره ای مصالح و مقتضیات آن زمان ملحوظ شده و نحوه ارائه دین منطبق بر شرائط بوده است. بر همین اساس معجزات انبیاء و تاکید آن ها بر هر بخش از پیام مبتنی بر وضعیت خاص آن دوره بوده است با این نگاه شریعتمداری موسوی تورات ، و توجه شدید ایشان بر مناسک و هدایت دقیق و بلا واسطه امت به وسیله حضرت موسی در خروج از مصر و ورد به ارض مقدس و تجلیات در کوه و ابر، و همراهی هفتاد پیامبر دیگر و معجزات حضرت موسی متناسب با هدایت صحیح و دقیق امت موسوی بوده است.

نصانح فردی و اجتماعی پیامبران پس از او نیز به همین منوال بوده تا در دوران پیامبری حضرت مسیح که او نیز با اصلاح و هدایت مومنان و آموزش های معنوی بسیار و با بهره گیری از معجزه هائی که خداوند متعال به ایشان عنایت کرده بود جامعه جهانی آن دوران و دوره های پس از خود را از کژیها و پلیدیها عقیدتی و اخلاقی می پیراید و آثار گوناگون آن به خوبی تا کنون روشن بوده است. ضرورت آمدن پیامبر دیگر از تبار ابراهیم نیز برای تائید بر آموزه های ثابت ادیان موسوی و عیسوی پیش از خود و مجددا اصلاح کژیهای پیش آمده تا پیش از ظهور پیامبر اسلام نیز در همین مسیر قرار داشته است ، تا آن که پیام ها کمال می گیرد و نیازی به هدایت مستقیم چهره به چهره باقی نمانده و از این سو به بعد است که در نگاه حکمای ایرانی و یا صوفیان و اصولا نگاه حکمی با گرا یش شیعی حضور امام ضرورتی دگر باره مییابد تا به خلافت یا ولایت مطلقه امام دوازدهم و خاتم امامان می انجامد. در این نگاه پیامها حکمت است و در این دیدار نه تنها پیام های ابراهیمی که تمامی پیام های آسمانی آسیائی ، یونانی و ... در مباحث تاریخی فلسفه یا حکمت به بیان حکیمان اسلامی جای داده می شود . اساسا در این نگاه تاریخ خطی نخواهد بود و تنها به فلسفه آنچنان که در غرب رواج دارد و به دنبال بیان اخذ و اقتباس ها و تقدم و تاخر آراءمی باشند توجه نمی شود بلکه هدف توضیح و نهایتا القاء محتوای پیام می باشد.

خواننده کاوش گر به راحتی می تواند در پژوهش های اخیر تفصیل این عقاید را مطالعه کند همچنان که می تواند محتوای پیام های کتاب های مقدس و هم سوئی های شریعتی و اخلاقی و عرفانی آن ها را به سادگی مقایسه نماید ، در همین جا به این نکته بسیار مهم توجه داده می شود که تطبیق معارف سه دین ابراهیمی ، به سان نگاه ساده انگارانه بشری که گاه بر اخذ و اقتباس تعبیر و تاکید می شود ، باید به تلقی درست و موکد یگانگی آموزه ها در هر سه دین معطوف داشت که قرآن با عنوان " مصد قا لما بین یدیکم من التوراة والانجیل "از پیامبر اسلام و کتابش ، از آن یاد کرده است.

بر این اساس و با مرور بر نکات فوق ، توجه شما را به این معنا جلب می کنم که قرآن پس ازگذر از مرحله آموزش مستقیم انبیاء گذشته و به عنوان معجزه جاوید بر سیر آفاقی و انفسی تاکید بسیار می نماید و در حقیقت این مطلب را به مخاطب خود بارها و بارها یاد آوری می نماید که خود و درون خود را بنگر و نشانه های ما را در آن جستجو کن . علاوه بر آن درنگاه عرفان اسلامی به ارتباط آیات آفاقی و انفسی با یکدیگر توجه می شود که از طریق تاویل آیات قرآنی در گزیده گفتار ایشان منعکس شده است . از سوی دیگر همین نگاه عرفانی و تاریخی حکمت اسلامی است که گزیده اندیشه های پیشین را در نگاهی نبوی و ولوی تفسیر می کند و اندیشمندان آنرا به صراحت ، پیامبر دانسته و نام های آنان را هر چند لاتینی باشد به نام های پیامبران آشنا منطبق می نماید.

از این رو سخن از نور و مظاهر و جلوه های آن به وجود و شئون و مراتب آن ، در نگاهی عمیق تر به مقام و مراتب انسان ، تبدیل و منطبق می شود . بر همین اساس گذشته از نام های جدای مواقع النجوم که اصطلاحی قرآنی و بر گرفته از آیه ای در سوره واقعه است و هیاکل النور که رنگی ایرانی پیش از اسلام دارد به دو عنوان جدا و مترادف در معنا می رسد که هر دو با یک هدف پیرایش وجود انسانی از رذائل و پرورش جنبه کمال انسان نگاشته می شود.

از اینجاست که اشتراک دیگر شیخ اشراق و شیخ اکبر نمایان می شود برای هر دو رسیدن به نور و یا دریافت وجودی تجلیات نور و آموزش آن به دیگری به عنوان راهنما ، هدف نگارش کتاب می شود شیخ اکبر کتاب مواقع النجوم و مطالع اهلة الاسرار و العلوم را درسفری که از مورسیا به ماربیا داشته، در ماربیا ، در پاسخ به پرسش جوانی به نام ابو محمد عبد الله بدر ابن عبد الله حبشی در سال 595/.... می نگارد. و در 12 بیت شعر خلاصه رویکرد کتاب را در مقدمه توضیح می دهد :

ما راز ازل / با هستی ابدی هستیم / ما بر کشیدگان معتدل شده / به مقام مقدس هستیم ما هدیه کنندگان پیش کش / راز بدر ( ماه نو ) حبشی هستیم / او را پیام آور رئیس ندسی ( دنیای بد نام ) کرده ایم / با کتابی که آن را نوشته ام / که آن پایان نگارش در این زمینه است/ با دانش هائی که نام گذارده ام آن را / به جایگاه ستاره برتر / و بر آمدن ماه های نو در افق قطب ( راهبر معنوی ) / مردم را به هستی عملی بر انگیز / و همچنین آنان را به پایان تلقی ( آموزش برتر ) / در مقام مردمی و اخلاقی رهنمون باش / اسماء ذات الهی راه به کوچک وبزرگ دارد / آن کس که ایمان آورد همیشه زنده به خدای زنده است / آن کس که روی گرداند رستگار نخواهد شد .

این کتاب فهرستی شگفت دارد ، شاید کتاب دیگری مشابه آن نباشد . کتاب در سه بخش با عنوان سه مرتبه 1- توفیق العنایة 2-علم الهدایه یا دانش راهنمائی 3 - علم الولایة تنظیم شده و از زبان اصطلاحات مسلم و مقبول قرآنی بهره گرفته است . اما در تقسیم بندی داخلی هر کدام از سه مرتبه از اصطلاح نجومی فلک که در گذشته به ان اعتقاد داشته اند استفاده کرده است.

در بخش یک یا مرتبه اول بحث توفیق دادن خدا به بنده است که آن منتسب به نام الله ، اسم جامع حق تعالی است (این همان چیزی است که در میان مسلمانان رائج ، و به همدیگر به صورت تعارف یا محبت گفته می شود " خدا به تو توفیق دهد " یعنی زمینه هدایت و کمال بیشتر تو فراهم آید ) به نظر ابن عربی یا شیخ اکبر در برگ 17 مواقع النجوم نتیجه موفق بودن بنده آن است که با فراگیری علم و بهره گیری از آن ، به انابه * مناجات خاضعانه با خدا ، از آن به توبه ، از آن به حزن و اندوه ، از آن به ترس ( خوف ) می رسد ( ترسیدن از خدا به معنای ترسیدن از اعمال بد خود ، از جهنم ، از نرسیدن به کمال شایسته انسان بر اثر کوتاهی های خویش و ترس از مردود شدن از امتحان زندگی و دریافت لطف کمتر از خداست ) ، و از ترس به استیحاش دوری از مخلوقات ، از آن به خلوت تنهائی ، از آن به فکر می رسد ( حدیث بسیار مشهور تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سة در این باره است ) ، از آن به حضور ، از آن به مراقبه ، از آن به حیاء ، از آن به ادب ، از آن به مراعات حدود ، از آن به قرب ، از آن به وصال ، از آن به انس ، از آن به ادلال ( گفتار عاشقانه با خدا ) ، از آن به سوال ، از آن به اجابة یا پاسخ خدا به بنده می انجامد . تمام مراتب مذکور در اصطلاح این رشته مقامات المعرفة یا علم خوانده می شود . سوال یا خواسته هر کس نشان از حدود مقام و جایگاه معنوی بنده دارد.

پس از این بحث شیخ اکبر به فلک دوم ایمانی که برتر از فلک اسلامی است می رسد و پس ازآن به مطلب مطلع هلال یا مقام احسان و فلک احسانی می پردازد . در بخش فلک ایمانی رسیدن به مقامات به شمار آمده مذکور ، منوط به فراگیری دانشهای رسمی معارف اسلامی، دانش نظری یا عقلی که فلسفه باشد شده است ( ص18 مواقع..) فلک سوم احسانی اختصاص به برزخ رحمت و رهبت یا مهر ودل شوریدگی دارد شیخ اکبر در این بحث با بیانی بسیار شاعرانه ولطیف با نثر وشعر داستان زیبای ادراک های انسانی در صبحدم روشن تاریک ، در مطلع الهی هلال روح قطبی نشان می دهد تا درنتیجه ، از منظر ی عالی ، فلک درونی خویش را بنگرد و به مقام انس برسد . در این باره می سراید که ای هلال شب ، در روز بتاب ، تو هر چند در روز محوی ، اما تو برای چشم ماهی ، ... در روشنی روز که هلال معانی بر تافت ، تکبر نکن ، با فروتنی هر نوری را در قلب خودعاریتی یا امانت بدان ...(ص23 مواقع ..) مرتبه سوم که در علم هدایت و روشنگری است مقام عالم را می ستاید و در اوصاف آن مطالب بسیاری را متذکر می شود و در ادامه علم ومعرفت را یکی دانسته و به بی علمان می تازد و حدود علم را در این مرحله مشخص میکند و در نهایت علم را نور خدا در قلب بندگان بر گزیده خود می داند که با آن نور می توانند راه خود را در میان مردمان روشن ببینند او در ادامه بحثی را با عنوان نیازهای دانشی در راه خوشبختی ابدی می آورد ودر آن از نورهای دانش که در هشت فلک ،هشت حرکت ، هشت مشرق ، هشت مغرب و هشت میانه تا نقطه استواء است نام می برد والقاب آنها را خورشید ، هلال ، ماه ، ماه کامل ، ستاره ثابت ، برق ، چراغ وآتش می خواند و مردان آن را به ترتیب اهل معرفت ، اهل مراقبه ، اهل اعتبار ،اهل مسامره ( راز و نیاز شبانه ) ، اهل مراعات ، اهل خلوت ، اهل مجاهده ونهایتا اهل علم میداند....که در زیر خلاصه مطالب به صورت جدول می آید:

از این به بعد بحث با بیانی بسیار شاعرانه ولطیف ودر شکل داستانی مکالمه تمام نورها ، که هریک جداگانه خطابی را القاء می کنند ،وصف می کند که حکایت از چگونگی رسیدن به آگاهی درونی و علم است .از صفحه 47 کتاب مواقع النجوم فصل مرتبه سوم آغاز می شود این فصل در کردار ولائی است که به بیان احکام و لوازم هر یک پرداخته شده و در نهایت به علم تدلی و تلقی که نتیجه اخلاص و گشایش دل به ملکوت آسمان است می پردازد و در پایان این بخش شاهدی از سخنان بایزید بسطامی می آورد. از صفحه 54 تا 185 به بحث در باره کسانی می پردازد که به اعمال تک تک اعضاء خویش رسیده اند و به حقائق آن نائل شده اند مباحث این بخش نیز با عناوین افلاک گوش، سمت راست ،فلک شکم ، بروج ، گام و قلب آمده و کرامات ناشی از هر یک از اعمال در بخش خود بیان شده است که حاوی مطالب جدید و پند واندرزهای جالبی است .

جا دارد در همین جا خوشحالی خود را برای مقابله و تصحیح متن عربی مواقع النجوم و ترجمهکامل آن به زبان اسپانییائی به وسیله آقای دکتر پابلو بنیتو از دانشگاه سبیا اعلام دارم.اکنون می بایستی به کتاب هیاکل النور شیخ اشراق سهروردی مراجعه کنیم تا دریابیم که آیا مطالب پیش گفته در کتاب مواقع النجوم شیخ اکبر، نشانی از مراجعه به کتاب هیاکل دارد ؟

کتاب هیاکل النور به زبان فارسی و دارای نثر فلسفی روان و در عین حال فخیم است . کتاب در هفت هیکل به قرار زیر تنظیم شده است:

 1. در شناخت جسم وهیات.

 2. در شناخت هستی خود و آنکه ، دانائی ورای هستی تن است آن را با شیوه دیگر نیز اثبات می کند ونام آن را نفس ناطقه یا روان گویا می نهد و در ادامه تجرد آن را اثبات می کند و ویژگی های اش را بر می شمارد و از جمله پنج حواس درک ظاهر و پنج حواس درک باطن که شامل حس مشترک ، خیال ، وهم و حافظه است را با اشاره به داشتن جای خاص در مغز معرفی می کند و به بحث قوای شهوانی و غضبی می پردازد و بین نفس ناطقه که نوری از نورهای خداست با نفس حیوانی که در همه موجودات میباشد فرق می گذارد در پایان هیکل دوم چند نکته بسیار مهم را که احیانا ناشی از کژ فهمی افکار صوفیان است طرح کرده و پاسخ می دهد ،پاسخ به کسانی که می پندارند نفس ناطقه همان خداست و کسانی که پنداشته اند نفس ناطقه جزئی از خداست ، پس از ان اثبات می کند که نفس ناطقه جدید الحدوث و همزاد بدن و روحانیة البقاء است وبا همین اصل فلسفی (چند قرن پس از سهروردی همین اصل یکی از اصول کار ساز فلسفه ملاصدرا شد) باطل بودن تصور خدا بودن یا پاره ای خدا بودن نفس را اثبات می کند .

3. جهات عقلی واجب ، ممکن ، ممتنع و در ادامه پیگیر بحث تعاقب ضروری علت تامه و معلول می باشد .

4. مباحثی پیرامون واجب الوجود است که با پنج فصل هر بحثی پی گرفته شده است در این مقاله جای آن نیست که توضیح داده شود که همین مباحث دقیقا در مقدمه بسیارعالمانه و دقیق محمد ابن داود قیصری بر فصوص الحکم شیخ اکبر به عنوان متنی درسی که چندین قرن است در ایران و برخی دیگر از کشورها تدریس می شود به روشنی اقتباس شده است. برای اطلاع بیشتر در این باره به مقاله چگونگی شکل گیری مکتب ابن عربی ... مراجعه فرمایید .امید است به زودی ترجمه جامع مقدمه مذکور که تا کنون دو یا سه فصل آن در اروپا چاپ شده است با ترجمه دوستم آقای رائول گنزالس برای اولین بار تمام فصول آن (تا کنون هفت فصل آن را ترجمه کرده اند ) به صورت دقیق به زبان اسپانیائی برگردان و چاپ شود .

5.در هیکل پنجم از افلاک تعریف و در باره آنها که حرکت ارادی دارند و از ویژگی های زندگی و دانائی بر خور دارند یاد کرده است دقیقا در همین بخش به ارتباط بین انسان و آنها اشاره می کند و می آورد که : " و چون ما خود را از شواغل بدن پاک کنیم و در کبریای حق تعالی و انوار وی که بر
موجودات ریزان است در خیال آریم بیابیم در نفوس انوار لامع هم چون برق خاطف که تشریق کند نفس با عالم خویش ، و از آنجا لذت ها یابیم روحانی که در عالم شبه ندارد "در ادامه وساطت میان بنده و حق تعالی را برای مشاهده انوار الهی به تاثیر اشراق و ایجاد قابلیت های انسان برای درک آن ها پرداخته است و در ادامه به چگونگی زندگانی انسانها و راحت و رنج ایشان توجه داده است و سپس بحثی در باره جرم و جوهر و بلندی و پستی موجودات و اجسام دارد که در این میان نور خورشید را می ستاید و مقام آن را بر تر از همه می خواند .

6.هیکل ششم اختصاص به رابطه میان تن و ادراکات حسی در دنیا وادراکات بر تر در آخرت دارد و درجات آدمی و آگاهی ها ی او را در شناخت معارف بلند همراه لذت توضیح داده است .

7. هیکل هفتم در بیان آداب تزکیه یا پیرایش انسان از آلودگی های غفلت در دنیا و نتیجه های تزکیه است شیخ اشراق در دو برگ و با دقت بسیار از تجارب روانی ( به زبان امروز ) یا ادراکات درونی پس از آن شامل پیوند با افلاک و بازتاب های تصویری آن در رویا ،تخیل ، شنیدن و دیدن کلمات منظوم و شکل های شگفت بی متکلم و صورتگر حکایت می کند ، سهروردی نیز نه تنها تجرد روح را اثبات می کند بلکه تجرد روح یا به تعبیر درست تر تجرید نفس را به اختیار به منزله داده ای الهی و مرتبط با تزکیه و ادراکات تایید می نماید .

شاید کتاب هیاکل النور به تنهائی برای مقایسه یا نشان دادن شواهد وجود برخی از مطالب شیخ اکبر در آثار سهروردی کافی نباشد در این صورت می توان به کتابهای دیگری از او مراجعه کرد که با تفصیل بیشتر لا اقل عناوین و نکات عمده مطالب شیخ اکبر را در مواقع النجوم دارد برای نمونه به فصل دوم صفیر سیمرغ در دیدن برق های زود گذر در سلوک ، بند های 93و94 از الواح عمادی که در نمونه آخر داستان خره پارسی و در بند 96 تفسیر آیات راجع به انوار را بیان کرده است ، قابل توجه می باشد .گذشته از تطبیق مطالب ، توجه به این نکته ضروری است که نویسنده این مقاله به هیچ وجه سر آن ندارد تا با نشان دادن متقدم بودن سهروردی با نگاهی ملی گرایانه از مقام و منزلت شیخ اکبربکاهد در حقیقت با انجام و ارائه چنین پژوهش هائی یاد هر دو گرامی داشته شده و مطلب وآثارشان دگر بار یاد آوری می شود و گر نه اثبات دانستن زبان فارسی برای ابن عربی در ماربیا یا رسیدن کتابهای سهروردی به اسپانیا سخت و احتمال ترجمه آن ها به عربی و سرعت انتقال ترجمه ها به اسپانیا تا حدودی دشوار است ، تا بتوان در این مقاله پیرامون آن سخن گفت هر چند کسی می تواند بگوید که این مباحث اختصاصی هیچ ملتی و یا دین و مذهبی نبوده و خواننده را به نمونه های بسیاری در کتاب های مقدس و سلوک عرفانی پیشینیان ارجاع دهد ، شاهد اساسی این را این نکته در قرآن آمده ، در سوره اعلی پس از اشاره به مراتب سر و اخفای نفس آدمی تزکیه ، طرح شده و در پایان به صراحت می فرماید ُ ان هذا لفی الصحف الاولی صحف ابراهیم وموسی"مطمئنا این گونه مطالب از زمره پیام های آسمانی است . هر چند اگر آیه را در باره گزینش دنیا بر آخرت به وسیله دنیا داران بدانیم آن نیز اجمالا نشان از بیان مسائلی در ادیان پیشین می کند که مشابه مطالب دقیقی است که در پیام های قرآنی با عمق و دقت بیشتری پیگیری شدهو بر همین اساس است که دو متفکر بزرگ اسلام از ایران و اسپانیا در این امر مشترک اند که تمام نوشته هایشان در این زمینه را به آیات قرآن مستند کرده اند ، و خط سیر این گونه ازمباحث را از تاریخی که انسان می شناسد تا زمان خود پی گرفته اند و برای این منظور فرقی بین انتساب آراء به ایران ، یونان و هر کدام از ادیان ندیده اند .

برای طولانی تر نشدن مقاله و بر خلاف رویه درست ، تلاش می کنم بسیار کوتاه از دو کتاب باقی مانده درسی یاد کنم از این رو نخست به کتاب حکمة الاشراق سهروردی می پردازم و فهرستی بسیار فشرده از محتویات آن ارائه کرده سپس به فصوص الحکم مراجعه می کنم تا نسبت هر دو را با یک دیگر درک کنیم .سهروردی در پیش گفتار خود بر حکمة الاشراق ، توجه خواننده را به این نکات جلب می کند که نگارش کتاب با همه سختی های تفهیم مطالب آن بر اساس در خواست برادران ایمانی انجام گرفته ، شیوه نگارش آن مانند دیگر کتاب های او مشائی نیست ، مطالب کتاب به گونه ای غیر معمول به نویسنده رسیده است که در پایان کتاب بیشتر آن را توضیح داده که از طریق تزکیه و القاء الهی بوده است ، مراجع کتاب را در مقدمه که شامل فلسفه یونان و ایران می باشد با نام بردن از فلاسفه هر دو سر زمین یاد می کند و می افزاید همه نام برده شدگان خلفاءالله اند و هیچ زمانی زمین از خلیفة الله یا فیلسوف خالی نبوده و نخواهد شد .

کتاب حکمة الاشراق در دو بخش عمده تنظیم شده است بخش نخست شامل ضوابط اندیشه می باشد که سه مقاله با عناوین شناخت ها و تعریف ، دلائل و مبادی یا پایه های آن و مقاله سوم مغالطات و برخی از احکام آن ها است در این مقاله به طرح آراء اختصاصی فلسفه اشراق و رد آراء فلسفه مشاء پرداخته است .همین ویژگی سهروردی یعنی نگارش منطق اندیشه پیش از ورود به طرح دقیق تر اندیشه هاست که او را با عمر بسیار کوتاهی که داشته ممتاز کرده است .بخش دوم حکمة الاشراق در باره انوار الهی است این بخش در پنج مقاله در باره نور و حقیقت آن ، در ترتیب وجود ، چگونگی آثار نور الانوار و دیگر انوار قاهر ، در برزخ و نهایتا بحث معاد ، پیامبری و خواب ها هر کدام با عنوان مقاله بحث کرده است این کتاب مفصل ترین اثر شیخ اشراق است که مبنای تداوم فلسفه در ایران وشبه قاره هند شده است بر همین کتاب وشرح وحواشی آن از ملا صدرا فیلسوف متاخر ایران در شبه قاره هند حدود یکصد وچهل شرح نوشته اند که بسیاری از آن ها چاپ سنگ شده است .

 
مغرب میانه مشرق عمل یسبح فی فلکیزیل الظلمةمدلولاهلالقاب
   دوام الاخلاصفلک مشاهده نفسصفات معنیمعرفت شمس
امساک القلب عن طوارق الغفلهالامساک عن المباحاتامساک الجوارح عن المحارمالمجارات الی الاالوفاء بالعهودمحافظه الحدودشکجهنّم صغریمراقبه هلال
وجود فی ای موضعالهرب الی الاکامالسیاحه فی البلدانالانتحاض الی محاسبه النفسموازین الاعمالغفلت جهنم کبریاعتبار قمر
   الاستعداد الی التلاوه بتفریغ الخواطرفلک التدبیرخیانت دنیای کبریمسامره* البدر
الا دبالاجابه الی الاجابهالابتهال فی الدعاءالمبادره الی معرفه الاوقاتترتیب المعاملاتجهل و شبههدنیای صغریمراعاتکوکب ثابت
الرسالهالنبوهالولایهحرکت الدائمفلک التوحیدتنزیهصفات نفسعلمبرق
الانس فی کل الاحوالالقدح والانفصاالالاطراق فی المحافلالمسابقه الی مجالس العلماءاتفاء الافاتوسوسهجنة کبریخلوتسراج
الخرسالصمتالنحولالمسارعه الی الخیراتمعرفه عیوب النفسرعونة والکونجنة صغریمجاهدتنار

 

پیش از ورود به محتوای فهرست فشرده فوق ، توجه به نکات زیر ضروری است

 1 – همانگونه که پیشتر نوشته شد ، سهروردی بااصلاحاتی که در منطق را ئج مشائی انجام داده است ، دیدگاه های اساسی خود درمبانی منطقی را ، بیان کرده است .

2 – مراجع وماخذ فلسفه اشراق را که ایرانی ویونانی است ،به انضمام مقدمه ای که دقیقا مشخص می کند مسلمان متعبد وآشنا با جنبه های معرفتی اسلام وبهره گیرنده کامل از تعالیم آنست ، روشن نموده است .

3 – از اطلاعات گسترده برخودار بوده و با تحلیل درست وعالمانه ، شجاعت بهره گیری ازهمه داده های اطلاتی خود داشته است .

4 – هوش سر شاربا جوانی وتجربه اندوخته شده به او اجازه نو آوری داده است .

5 – سلوک معنوی وروح لطیف او ، دریافت معارف بلند را از واهب جواد آسان کرده است به گونه ای که حکمة الاشراق را داده ای خدائی خوانده است .

لذا او از هماردی با مشائیان حتا در منطق که تا آن زمان وتا امروز در میان اهل کلام شیعه وسنی به عنوان رشته درسی حوزه های دینی تلقی می شده ، روی نگردانده است از این رو دلالت لفظ بر معنا و تعاریف وشناخت بشری را در مرحله نخست کتاب مطرح وسخن از نا تمام بودن تعاریف وناتوانی انسان در فهم ژرف محسوسات تا نفس انسان به میان آورده است .

درمقاله دوم به اشکال قیاس پرداخته است ودر مقاله سوم مغالطاتی درفلسفه یا منطق مشائی فیلسوف اشراقی می بیند بازگو کرده است از این زمره است اعتباری دانستن مقولات وخدشته دراعتبار برخی از آنها ،ابطال هیولی وصورت واعتبار عقلی یا ذهنی خواندن آن وهمچنین مناقشه
در تعریف جوهر که همین بحث را هم ابن عربی به گونه دیگری طرح کرده است ، ضمنا به فلسفه مشاء در رد نظریه مثل افلاطونی نیز می تازد ،نظریات آنان را در جسمانی بودن شعاع ، و نظریه ابصار نیز رد می کند .این نمونه از بحث ها و حمله به فلسفه مشاء چه بسا در مباحث المشرقیه فخر رازی هم دیده شود ، آورده اند که سهروردی ورازی در مقطعی با هم بوده اند .

به هر روی اگر چنین نیز باشد تفاوت میان این دو در تفکر عقلی بسیار است که در جای خود باید از آن بحث کرد .پس از مباحث منطق در قسم دوم کتاب حکمة الاشراق وارد فلسفه می شود و مقاله نخست را به نور اختصاص می دهد ، به جای پرداختن به مطالب کتاب وترتیب آن ها ، اقسام یا انواع یا تجلیات گوناگون نور ها را با استفاده از فهرست اصطلاحات پایان کتاب وکتاب فرهنگ اصطلاحات شیخ اشراق مرور می کنیم بدون آن که در این فرصت کوتاه به تعاریفی که از هرکدام داده است توجه نمائیم ، اصولا می توان کتاب حکمةالاشراق را کتاب نور یا فلسفه نورخواند او از نور مجرد ، نور عرضی ، نور قاهر ، نور اسپهبدی ، نور الانوار ، نور اقرب ، نور سانح ، نور طامس ، نور خاطف ، نور ثابت ، و... نام برده است او پایه انوار سلوک را طرح کرده و طرق در روزگاران نزیک به خود تا دوران های کهن را بر شمرده است بایزید بسطامی را ریشه شناخته شده عرفان اسلامی آن می داند و ذوالنون مصری را از تیره رومی یونانی آن می خواند ، در همین مباحث نور است که از خورشید ، ماه ، ستاره واحترام به خورشید وازدواج انوار می نویسد .

گزافه نیست اگر گفته شود که می توان به جای کلمه نور ، کلمه وجود گذاشت یا با صرف نظراز مناقشاتی که در این باره وارد خواهد شد به جای آن ، مطالبی از بحث اسماء وحکومت اسمائی گذاشت . در مقاله سوم سخن از افلاک ، فلک اعظم ،... اعلی ،...اقصی ، ... اعلای حسی ،...مثالی ، فلک اول تا نهم وفلک الافلاک رفته است ، این اصطلاح با سه یا چهاراصطلاح دیگر پر بسامد ترین اصطلاح در فلسفه اشراق است ، اجمالا شاید بتوان از آن به قوای ظاهری و باطنی ، یاد کرد . با آن که مقاله دوم در باره وجود است در آن نیز مباحث نور موضوع محوری مقاله است ، در مقاله اول با شیوه اشاره به علم حضوری یا ادراکات درونی به موضوع نور پرداخته شد ولی در مقاله سوم به فعل نور الانوار وحرکات علوی پرداخته است .

مقاله چهارم شامل مباحث ملکوت یا برزخ ها وهیئت وترکیب آن ها وبرخی از قوای آن است .

مقاله پنجم نیز همچنان که پیش از این آورده شد در معاد ، نبوات و خواب ها و رویا است .

برای کوتاه کردن مقاله ، راه میان بری را در معرفی ما بقی کتاب ومعرفی فصوص الحکم ابن عربی در پیش می گیرم ، همان گونه که می دانید از زمره رساله های سهروردی قصه غربةغربی است که در مقدمه آن آورده است " اما بعد چون داستان "حی ابن یقظان " را خواندم ،آن را عاری یافتم از تلویحاتی که اشاره کند به طور اعظم ..." اگر در خیال خود مجسم کنیم که دوست مشترک دو شخصیت بزرگ مقاله یعنی الملک الظاهر با احساس غمگینی که از ماجرای زندانی شدن وکشته شدن سهروردی داشته است ، نوشته های دوست شهید اش را به اندیشمند بی همتائی چون ابن عربی داده است ، واو با فراستی که داشته وبا ذوق مشترکی که بین خود وسهروردی دیده ، و آینده افکارخود و او را پیش بینی می کرد ، چه کاری را انجام می داد ؟

گذشته از مشترکاتی که آوردم وبه اجمال جای تاکیدهای بحثی هر دو را تا حد امکان در مقاله نشان دادم ، باور دارم که فصوص الحکم همچون قصه غربت غربی است که در ادامه داستان حی ابن یقظان نوشته شده است . حال با این دید هر چند با احتمال های غیر مدلل همراه باشد بهادامه بحث توجه نمائید .در حقیقت فصوص الحکم ، تفصیل ، توضیح وتکمیل حکمة الاشراق است . اما در این نگاه توجه داشته باشیم که نویسنده فصوص فردی به سان دیگر نویسندگان از فلاسفه وعرفا نیست ، او کسی است که داده های جسته گریخته عرفان مدرسی ساده پیش از خودرا تعمق وسپس به اوج رسانده است . جدولی که در این مقاله از مواقع النجوم نوشته سی وپنج سالگی شیخ اکبر ، ارائه شد توانائی اورا در بهره گیری از مباحث پراکنده وتنظیم مجدد مطلب می رساند . حال قدرت اورا در کتاب پایانی عمرش آن هم در کتاب فصوص می توانیم تصور کنیم ، طبیعی ا ست که ا و در قا لب ومطلب ابداعی کند که تا کنون اعجا ب بر انگیز باشد . گوآن که پیوند اورا با ماوراء و به ویژه از سنخی که هر دو بزرگ مرد از آن بهره برده اند را ما نشنا سیم وآن را به حساب نیاوریم ، با ا ین ا وصاف آنان بدون هیچ مجامله ای با نیا ن حکمت دوران ما محسوب می شوند . که معرفت دینی را به خوبی شناخته واز سر چشمه های نبوی و ولوی آن نوشیده اند .

فصوص الحکم در بیست وهفت فص ، عمدتا به نام پیامبران تنظیم شده است و حکمت های الهی ، نفثی ، سبوحی ، قدوسی ، حقی ، علیه ، روحیه ، نوریه ، احدیه ، فتوحیه ، قلبیه ، ملکیه ، قدریه ، نبویه ، رحمانیه ، وجودیه ، نفسیه ، غیبیه ، جلالیه ، مالکیه ، ا یناسیه ، احسانیه ، ا مامیه ، علویه ، صمدیه ، فردیه در آن جای داده شده است که در حقیقت بسیاری از مباحث دو مقاله پایانی حکمة الاشراق در طرح مباحث برزخ وعالم ملکوت ونتائج حاصل از مطالب آن باچندین فص از فصوص مشترک است ، درست گفته اند که هر دو بزرگ را می توان اندیشمند عالم ملکوت یا عالم خیال خواند آ نان بیش از آن که ملک یا دنیا را از دنیا بنگرند عالم را از دنیا دربرزخ می بینند . آنان با انوار قاهر یا اسپهبدی یا فلک خورشید جهان بیرون ودرون را می نگرند وپیام صلح وصفایشان را در کتاب های هنوز تازه خویش برای ما وانهاده اند . آنا ن به ما آموخته ومی آمزند که چگونه از پیله تعصب کور بیرون آمده وجهان را چنان بنگریم که همه رادر حضور خدا وبا خدا تماشا کنیم ، نا جوان مردی است اگر در این روزگار سخن از اندیشه فلسفی عرفانی سهروردی وابن عربی رود ، و نام آن کس نیاید که استاد برجسته این راه بود ، بیش از پنجاه سال عمر خود را وقف آن کرد ، با سختی بسیار در دوره فشار به مدرسان این رشته تدریس کرد ، در رهبری سیاسی حمایت از آموزگاران این رشته را فراموش نکرد ، امام خمینی تا آخرین سال عمر ش تلاش بر آموزش عمومی پیام های این مقوله داشت ، سیاستمدارشاعرصلح دوستی بود که او را نا خواسته با جلادی که پس از گذشت سالیانی دراز همه آن را شناختند ، اورا مواجه کردند . چه بد منظر ا ست چهره های کریه ودروغی که یاغی را روزگاری صلح دوست می خواند وا ینک بازی دیگری را آغاز کرده است .

 
 
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پرچم مقدس ایران

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

سازمان فرهنگ و ارتباطات

شورای عالی ایرانیان خارج از کشور

امور فرهنگی ایرانیان خارج از کشور

مجله دنیای ایرانی

گسترش زبان فارسی

آموزش زبان فارسی ویژه کودکان

سايت آموزش زبان فارسي

شبکه جهانی جام جم

شبکه بین المللی تلویزیونی آی فیلم

رادیو ایران

میراث فرهنگی ایران

پیک دوستی
نظرسنجی
این وب سایت در اطلاع رسانی برنامه های رایزنی چه اندلزه مفید است؟

خیلی زیاد
زیاد
کم

آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 4453
بازدید امروز : 604
بازدید این صفحه : 1817475
بازدیدکنندگان آنلاين : 8
زمان بازدید : 2.0001